ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٥ - ٤١
گناه بندهها بسيار شد و خدا تبارك و تعالى خواست كه از آنها براى يكى از نشانههاى خود كمك خواهد بفرشته موكل بفلك فرمان دهد آن فلكى كه مجارى خورشيد و ماه و اختران و ستارهها بر آنست از جاى خود بدر برد آن فرشته هم بآن ٧٠ هزار فرشته فرمان دهد كه آن را از مجارى خود بدر برند.
فرمود: آن را بدر برند و خورشيد در آن دريا افتد كه فلك در آن روان است فرمود: پس تابشش محو شود و رنگش بگردد و هر گاه خدا عز و جل خواهد آيت خود را بزرگ سازد خورشيد را در آن دريا بهر وضعى كه خواهد بدان خلق خود را بترساند در آورد، فرمود اين در هنگام گرفتن آفتاب است فرمود و همين كار را ميكند با ماه.
فرمود: و هر گاه خدا خواهد آن را روشن سازد و گرفتن آن را برطرف كند بفرشته موكل بفلك فرمان دهد كه فلك را بمجراى خود برگرداند و فلك را برگرداند و خورشيد بمجراى خود بازگشت كند فرمود پس از آب برآيد و تيره رنگ باشد فرمود ماه هم بمانند آنست.
گويد سپس على بن الحسين (ع) فرمود هلا از آنها هراس نكند و از اين دو نشانه گرفتن خورشيد و ماه نترسد جز كسى كه از شيعيان ما باشد پس هر گاه چنين شد بدرگاه خدا عز و جل بهراسيد و پناه بريد و سپس باو بازگرديد.
شرح- از مجلسى (ره)-
«الا من كان من شيعتنا»
- زيرا بدين ايمان دارند و گر نه بيشتر گرفتن خورشيد و ماه را بحركات افلاك مستند دانند و از آنها ترس ندارند.
من گويم تسليم بمانند اينخبر از اخبار مشكله نشانه مؤمنان پيرو ائمه اطهار است زيرا رد آن همانا براى اعتماد بفهم كوتاه و خرد نارسا است يا پيروى از فلاسفه ملحديست كه خرق و التيام و اختلاف نظام را بفلك و حركاتش روا ندارند و حركت راستا را در برابر حركت دورى بر آنها روا ندارند و مانند اين مقررات فلسفيه كه آنها را اثبات نكنند جز با شبهههاى واهى و خرافات فاسدة و چسبيدن باين مقررات مستلزم انكار بسيارى از آيات و اخبار ورد آنها است زيرا اخبار بسيارى دلالت دارند