ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٤ - ٣٢
بود؟ گفتند: لوده بود، يعنى دنبال زنها ميرفت پس رسول خدا (ص) فرمود خدا او را رحمت كند بخدا كه مرا سخت دوست ميداشت و اگر بنده فروش هم بود هر آينه خدايش مىآمرزيد (در اين عبارت نكوهش سختى است از بنده فروشى شايد مقصود كسى باشد كه آزادان را بناحق و از روى تعمد اسير كند و بفروشد- از مجلسى ره).
در مدح شيعه
٣٢-
از ميسر گويد شرفياب حضور امام صادق (ع) شدم، فرمود حال هم مذهبان و يارانت چگونه است؟ گفتم: قربانت ماها در نزد آنان (مسلمانان سنى مآب) از جهود و ترسا و گبر و آنان كه مشركند بدتريم.
گويد امام تكيه زده بود، برخاست نشست و سپس فرمود: چه گفتى؟ گفتم بخدا سوگند كه ما شيعه در نزد مخالفان از جهود و ترسا و گبر و آنها كه مشركند بدتر هستيم، در پاسخ فرمود: هلا بخدا سوگند از شماها دو تن هم بدوزخ نروند نه بخدا كه يكى هم نرود بخدا سوگند شماها هستيد كه خداوند عز و جل فرموده است (٦١- ص) و گويند (دوزخيان) چه شده است ما را مردانى را در دوزخ ننگريم كه آنها را از اشرار بر ميشمرديم.
٦٢- ما آنان را بباد مسخره مىگرفتيم (يعنى مذهب آنها را مضحكه و بازيچه ميشمرديم) يا بلكه ديده ما از آنها لغزيده است (و از بس خرد و كوچكند بچشم ما نمىآيند) ٦٣- راستى كه اين حق است و درست كه دوزخيان با هم ستيزه كنند.
سپس فرمود (ع): بخدا شما را در دوزخ جستجو كنند و از شماها هيچ كس را نيابند.