ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٣ - ٢٧
مانند اينكه معاويه براى جلب زياد بمعاونت خود و جدا كردن او از امير المؤمنين نسب اموى براى او تراشيد و او را برادر خود و فرزند ابى سفيان خواند و چون باعتبار اختلاف حكومتها اعتبار خاندانهاى عرب و وابستگى بدانها تغيير ميكرد برخى مردم هم رابطه ولاء و نسب خود را بر طبق وضع زمانه عوض ميكردند و خود را مولاى يك خاندان محبوبتر نزد حكومت وقت معرفى ميكردند يا اينكه نسب خود را دروغى اظهار ميداشتند مثل اينكه برخى مردم در اين زمان از نظر شناسنامه چنين ميكنند و مليت خود را براى مقاصدى، دروغى اظهار ميدارند، براى جلوگيرى از اين موضوع پيغمبر اسلام اين لغتنامه را صادر كرده است.
دنباله حديث ٢٧- و آن مردانى كه خود را بمانند زنان سازند و آن زنانى كه خود را بمانند مردان كنند.
شرح- از مجلسى (ره)- «قوله
و المشتبهين
الخ» باينكه مرد لباس مخصوص زن را بپوشد يا آرايش مخصوص بزن را بخود گيرد و بعكس و مشهور ميان علماى ما حرمت در هر دو است پايان نقل از مجلسى (ره).
من گويم- تشبه هر كدام بديگرى در صفات خاصه جنسى مانند اينكه مردى مفعول واقع شود يا زنى بعنوان مساحقه خود را فاعل قرار دهد انسب بمقام است.
دنباله حديث ٢٧- و هر كه در اسلام حادثهاى پديد آورد و بدعتى نهد (و در برخى اخبار بقتل نفس تفسير شده است از مجلسى ره) يا آن كس كه حادثهاى پديد كرده بمنزلش جاى دهد و او را در پناه خود گيرد و هر كه جز قاتل خود را بعنوان انتقام بكشد (يعنى ولى خون باشد و از جز شخص قاتل انتقام گيرد كه شرعا بايد قصاص شود يا مقصود اينست كه جز كسى كه باو هجوم كرده و ميخواهد او را بكشد بقتل رساند از مجلسى ره) و يا جز كسى كه او را ميزند بزند و هر كس پدر و مادر خود را لعنت كند.
مردى گفت يا رسول اللَّه آيا مردى هم يافت مىشود كه پدر و مادر خود را لعنت كند؟ در پاسخ فرمود: آرى پدر مردم و يا مادر مردم را لعنت ميكند و آنها در عوض پدر و مادرش را لعنت ميكنند (و اين فرد خفى لعن بر پدر و مادر است كه پيغمبر (ص) توضيح داده).
و خدا لعنت كند قبيله رعل و ذكوان و عضل و لحيان و تيره جذيمه از قبيله اسد و غطفان را و ابو سفيان و شهبل ذا الاسنان و دو پسر مليكة بن جزيم و مروان و هوذه و هونه را.
شرح- از مجلسى (ره)- قوله
شهبلا
- با شين نقطه دار و باء يك نقطه و در برخى نسخهها