ترجمه روضة کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٦ - عهد نامه رسول خدا با نجران
٢- نام موضعى است در دو منزلى كوفه تا آخر شرحى كه حموى در مراصد الاطلاع بيان كرده است و وضع كوچانيدن عمر مر آنها را و سبب آن در فتوح البلدان بلا ذرى از ص ٦٥ چنين است:
عهد نامه رسول خدا با نجران:
اين عهد نامه ايست كه پيغمبر رسول خدا (ص) محمد براى نجران نوشته در صورتى كه فرمان او بر آنها نافذ بوده است در هر ميوهاى و هر مال زرد و سپيد و سياهى و در هر بندهاى؛ همه را به آنها بخشيده و تنها بدو هزار حله يمنى اكتفاء كرده كه هر حله ارزش يك وقيه پول نقره داشته باشد و اگر ارزش آن كم و بيش شود محسوب گردد و اگر در عوض زره يا اسب يا شتر يا كالائى دادند بهمان ارزش حساب شود.
بر نجران شرط است كه پيكهاى مرا تا يك ماه و كمتر مهمان كنند و بيش از يك ماه معطل نكنند و بر آنها شرطست كه سى زره و سى رأس اسب و سى دندان شتر در صورت شركت در توطئه بر عليه اسلام در يمن بعاريت بقشون اسلام بدهند و هر چه از اين عاريه نابود شود از اسب و شتر در ضمانت مسلمانان است تا آن را بآنها برگردانند، و براى نجران اين شروط در عهده شناخته شده.
١- خود و وابستههاشان، هر چه دارند از جان و مال و زمين و دارائى از غائب و حاضر و كاروان و دسته اعزامى و نماينده همه در پناه خدا و رسول خدايند.
٢- وضع ملى و مذهبى آنها تغيير داده نشود و نه حقى از حقوق آنها و نه شعائر آنها.
٣- تعرضى با سقف و راهب و سران مذهبى در انجام وظائف مذهبى نشود و نه نسبت بدان چه در تصرف دارند از كم و بيش.
٤- فشار و خون دوران جاهليت از آنها ملغى است.
٥- زير پرچم دعوت نشوند و از آنها عشر گرفته نشود ٦- قشون بدانها يورش نبرد.
٧- در حقوق و محاكمه با آنها بعدالت و حقوق متساوى رفتار شود.
شروط تفرقه:
١- هر كدام از آنها را با خوارند در پناه من نباشند.
٢- كسى از آنها مسئول ستم ديگرى نيست.
٣- آنچه حق در اين عهدنامه دارند در ضمانت خدا و محمد پيغمبر خداست هميشه.
٤- بدستور خدا اين عهدنامه قابل نقض است و تا خير خواه و مصلح باشند نسبت بدان چه در عهده دارند اعتبار دارد و ستمى بر آنها تحميل نشود.
(سپس شهود عهدنامه بيان شده است) و گويد:
گفتهاند ابو بكر صديق هم اين عهدنامه را با آنها تجديد كرد و چون عمر بن خطاب خليفه شد رباخوارى كردند و توطئههاى بسيارى بر ضد اسلام چيدند و بدين سبب آنها را كوچانيد و اين سفارشنامه را بآنها داد.
اما بعد مردم شام و عراق بايد هر نجرانى را دريافتند از كار كشت زمين وسيله زندگى آنها را فراهم كنند و هر كجا كار كردند و آبادى بوجود آوردند از آنها باشد در عوض اراضى يمن آنها.