قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٠٣ - در جوهر نيز جهش نيست
آنچه در اين مورد ميان حكما مورد بحث و گفتوگو واقع شده است، تغيير دفعى و ناگهانى پديدهاى است كه خارج از زمان و بيرون از حركت به وقوع مىپيوندد. منشأ انديشۀ اين گروه چيزى جز اين نيست كه به وجود حركت در مورد صور جوهرى اعتراف نكردهاند. جاى هيچگونه ترديد نيست كه اگر كسى به وجود حركت در مورد صور جوهرى اعتراف كند، ناچار بايد هرگونه تغيير دفعى و ناگهانى را در جهان خارج مورد انكار قرار دهد؛ زيرا سيلان و تدريج از خصلتهاى ثابت و پايدار حركت به شمار مىآيند. صفت سرعت در حركت اگرچه بسيار شديد هم باشد، با تدريجى بودن آن به هيچوجه منافات پيدا نمىكند؛ زيرا، همانگونه كه گذشت، حركت يك امر متصل و سيال به شمار مىآيد.
اين مطلب نيز بسيار روشن است كه آنچه در جهان خارج متصل و سيال باشد، موجب پيدايش يك امر دفعى و ناگهانى نمىگردد. به اين ترتيب بايد گفت حركت در جوهر جهان پيوسته يك امر تدريجى است كه با هرگونه جهش و دفعى بودن ناسازگار است. انقلاب يافتن يا دگرگون شدن يك صورت نوعى به صورت نوعى ديگر نهتنها دليل جهش و دفعى بودن آن نيست، بلكه خود يكى از براهين استوار براى حركت تدريجى در جوهر به شمار مىآيد. بهطور مثال وقتى صورت نوعى آب، در اثر حرارت شديد به صورت نوعى بخار تبديل مىگردد، ناچار بايد ميان اين دو نوع، يك قدر جامع و حدّ مشترك وجود داشته باشد؛ زيرا اگر ميان آب و بخار يك قدر جامع و حدّ مشترك وجود نداشته باشد، لازمۀ آن اين خواهد بود كه دو «آن» مفروض در كنار يكديگر تحقق يابند. در كنار هم قرار گرفتن دو «آن» مفروض كه برحسب اصطلاح آن را «تتالى آنات» مىخوانند، امرى محال و غيرمنطقى به شمار مىآيد. دليل اين امر آن است كه اگر «آن» مفروض در جهان خارج وجود داشته باشد، جزء لا يتجزى يا جوهر فرد تحقق مىپذيرد.
بطلان جزء لا يتجزى در نظر حكماى اسلامى با براهين استوار به اثبات رسيده است.
به اين ترتيب بايد گفت انقلاب يك صورت نوعى به صورت نوعى ديگر، اگرچه در ظاهر يك امر دفعى و ناگهانى به شمار مىآيد، ولى در واقع و نفس الامر چيزى جز يك حركت تدريجى و جوهرى نمىباشد. زيرا اگر در مثال مزبور، ميان صورت نوعى آب و صورت نوعى بخار يك قدر جامع و حدّ مشترك وجود نداشته باشد، علاوه بر اشكال پيشين اشكال ديگرى نيز پيش مىآيد. آن اشكال عبارت است از اينكه وقتى ميان دو صورت