قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٠١ - الانقلاب لا يكون دفعيا
است از خروج تدريجى و پىدرپى يك شىء از مرحلۀ قوّه به مقام فعليت خويش. آنچه اكنون در اينجا لازم است مورد بحث و بررسى قرار گيرد، اين است كه آيا تغيير دفعى و ناگهانى چيست و رابطۀ آن با اصل حركت كدام است؟ جاى هيچگونه ترديد نيست كه پيدايش تغيير دفعى و ناگهانى بدون وجود دو شىء زير امكانپذير نمىباشد:
١. موضوعى كه تغيير را مىپذيرد
٢. قوّۀ قبول تغيير پيش از آنكه تغيير به وقوع پيوندد.
در اين مسئله نيز به هيچوجه ترديد نيست كه آنچه در پيدايش خود به اين دو شىء نيازمند است، بدون وجود حركت امكان تحقق نمىيابد. زيرا، همانگونه كه گذشت، خروج يك شىء از مرحلۀ قوّه به مقام فعليت خويش، از هرنوع كه باشد و به هركيفيت كه اتفاق افتد، بدون وجود حركت امكانپذير نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت همانگونه كه تغيير تدريجى و پىدرپى، بدون وجود حركت امكانپذير نيست؛ تغيير دفعى و ناگهانى نيز بدون وجود حركت امكان تحقق نمىيابد.
در اينجا ممكن است اين پرسش پيش آيد كه اگر تغيير دفعى و ناگهانى نيز مانند تغيير تدريجى بدون وجود حركت امكان تحقق نمىيابد، آيا تفاوت ميان اين دو نوع تغيير چيست؟ چرا يكى از آن دو بهطور تدريجى و پىدرپى صورت تحقق مىپذيرد و ديگرى به گونهاى دفعى و ناگهانى مجال بروز پيدا مىكند؟ در مقام پاسخ به اين پرسش آنچه مىتواند نقش اساسى و تعيينكننده را به عهده داشته باشد، اين دو مسئله است:
١. مسئله حركت در جوهر جهان
٢. مسئلۀ تشكيك و ذو مراتب بودن وجود
حركت در جوهر جهان و تشكيك در حقيقت هستى از جملۀ مسائلى هستند كه در فلسفۀ صدر المتألّهين مورد بررسى واقع شده، و با براهين محكم و استوار به اثبات رسيدهاند. شدت و ضعف، تقدّم و تأخّر، و آنچه مىتواند تفاوت در مراتب يك حقيقت را نمودار سازد، امورى هستند كه بايد منشأ آنها را در خود حقيقت وجود جستجو كرد.
براى اختلاف و تفاوت در مراتب حقيقت وجود، هيچگونه دليلى وراى خود هستى نمىتوان ارائه نمود. برهان هستى هميشه و همهجا خود هستى است؛ نيستى و آنچه مانند نيستى است، هرگز نمىتواند نشانه و نمايانگر هستى واقع شود و به اين ترتيب بايد گفت شدت و ضعف، در خود هستى است و ماهيت در حدّ ذات خود نه شديد است و