قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٤١ - نقش قاعده در باب اتحاد عاقل و معقول
متضايف نيستند. در اين صورت چگونه مىتواند چيزى كه خود يك قسم از اقسام تضايف به شمار مىآيد، قسيم آن نيز واقع شود و تقابلهاى چهارگانه را قابل توجيه نمايد؟ كسانى كه اقسام چهارگانه تقابل را پذيرفتهاند، به اين اشكال نيز پاسخ گفتهاند.
پاسخ اشكال به اين ترتيب است كه گفته مىشود آنچه مىتواند يكى از اقسام تضايف به شمار آيد، تنها مفهوم تقابل است؛ در حالى كه قسيم تضايف چيزى جز مصداق تقابل نمىباشد. با اختلاف و تفاوت ميان مفهوم و مصداق است كه در بسيارى موارد مىتوان به اينگونه اشكالها پاسخ گفت. بهطور مثال در مورد مفهوم جزئى در عين اينكه مفهوم جزئى است، از جهت اينكه قابل صدق و انطباق بر بسيارى از جزئيات خارجى مىباشد، يك امر كلى به شمار مىآيد. از سوى ديگر اين مسئله بسيار روشن است كه مفهوم كلى يا جزئى به هيچوجه قابل اجتماع نيست. پاسخ اين اشكال نيز همانند پاسخ اشكال در باب مفهوم تقابل و تضايف است؛ يعنى همانگونه كه مفهوم تقابل از مصاديق تضايف است و مصداق تقابل قسيم آن به شمار مىآيد، در باب جزئى و كلى نيز گفته مىشود مفهوم جزئى از مصاديق كلى است؛ ولى مصداق آن در مقابل كلى قرار گرفته است. به عبارت ديگر مىتوان گفت مفهوم جزئى به حمل اوّلى ذاتى جزئى است، ولى مفهوم جزئى به حمل شايع صناعى كلى به شمار مىآيد. آنچه در باب اختلاف و تفاوت ميان مفهوم و مصداق گفتهاند، همان چيزى است كه در باب اختلاف ميان حمل اوّلى ذاتى و حمل شايع صناعى گفته مىشود. به اين ترتيب اشكال معروف در باب تقابل و تضايف از ميان برداشته مىشود و قسم يك شىء قسيم آن به شمار نمىآيد.
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت استاد بزرگوار مرحوم علاّمه طباطبايى را در اين باب، جهت مزيد توضيح، نقل كنيم:
و قد أورد على كون التّضايف أحد أقسام التّقابل الأربعة بأنّ مطلق التّقابل من أقسام التّضايف إذ المتقابلان بما هما متقابلان متضايفان، فيكون عدّ التّضايف من أقسام التّقابل من قبيل جعل الشّىء قسيما لقسمه. و أجيب عنه بأنّ مفهوم التّقابل من مصاديق التّضايف و مصداق التّضايف من أقسام التّقابل. . . ١.
نقش قاعده در باب اتحاد عاقل و معقول
همانگونه كه در آغاز اين مبحث يادآورى شد، اين قاعده در مواردى بسيار منشأ حكم
[١] نهاية الحكمة. ص ١٣٢.