قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٢٤ - قيام العرض بالعرض غير ممتنع
٦. مقولۀ جده (ملك)
٧. مقولۀ اضافه (نسبت)
٨. مقولۀ فعل (تدريج)
٩. مقولۀ انفعال (تدريج)
انواع پنجگانۀ جوهر را در مقام ذات با يكديگر متباين نمىدانند. همۀ آنها را انواع مختلف يك جنس عالى به شمار آوردهاند كه آن جنس عالى چيزى جز مقولۀ جوهر نمىباشد. مقولات نهگانۀ عرضى را در مقام ذات با يكديگر متباين دانسته و هريك از آن مقولات را بهطور جداگانه يك جنس عالى به شمار آوردهاند. به اين ترتيب، مىتوان گفت مقولات عاليه، كه آنها را اجناس عاليه يا جنس الاجناس نيز مىنامند، به ده مقوله بالغ مىگردند.
بيشتر حكماى مشايى و پيروان ارسطو نيز اجناس عاليه را بيش از ده مقوله ندانستهاند. اين جماعت براى دهگانه بودن مقولات عاليه هيچگونه برهان عقلى اقامه نكردهاند. آنچه مىتواند مورد استناد اين گروه در اين باب واقع شود، چيزى بيش از يك نوع استقراء نمىباشد. دليل استقراء به هيچوجه نمىتواند احتمال بيشتر بودن مقولات عاليه را از ميان بردارد.
برخى حكما به بيش از چهار مقوله قائل نشدهاند و همۀ اشياء اضافى و امور نسبى و را در يك مقوله خلاصه كرده و آن را مقولۀ «نسبت» نام نهادهاند. به اين ترتيب مقولات چهارگانه در نظر اين جماعت يك مقوله جوهر و سه مقولۀ عرض را تشكيل مىدهد.
حكيم اشراقى، شهاب الدّين سهروردى، به وجود پنج مقولۀ عالى اعتراف كرده و علاوه بر مقولات چهارگانۀ كّم و كيف و نسبت و جوهر، حركت را نيز از مقولات عاليه به شمار آورده است. مقولۀ جوهر نسبت به انواع پنجگانۀ خود يك امر ذاتى به شمار مىآيد.
به همين جهت آن را نسبت به انواع جوهرى جنس عالى دانستهاند. ولى مفهوم عرضى بودن نسبت به اعراض نهگانه يك امر ذاتى به شمار نمىآيد؛ زيرا همۀ مقولات نهگانه با يكديگر متباين و از هم جدا و آشتىناپذير مىباشند. آنچه مىتواند مقولات نهگانۀ عرض را با يكديگر مربوط يا مشترك سازد، چيزى بيش از يك مفهوم عرضى نمىباشد.
در باب ذاتى بودن جوهر نسبت به انواع جوهرى، و همچنين عرضى بودن عرض نسبت به مقولات عرضى، سخن بسيار گفته شده كه طرح آن در اينجا از عهدۀ اين