قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٣٥ - عقليون يا اصحاب اصالت عقل
صاف و شفاف است كه هيچگونه نقشى در آن وجود ندارد؛ ولى با گذشت زمان و بهتدريج از طريق حواس به جهان خارج اتصال يافته و نقشهاى فراوانى را مىپذيرد.
ذهن انسان هنگام پذيرفتن اين نقشهاى گوناگون آرام و بىتفاوت باقى نمىماند.
به عبارت ديگر بايد گفت ذهن انسان، نقش يك نظارهگر بىطرف را در اين صحنه بازى نمىكند؛ بلكه بسيار جدى و فعال دست به عمل زده و يك سلسله تصرفات در آنها به وجود مىآورد. كيفيت تصرفات و عمل ذهن در آنچه از جهان خارج دريافت مىكند، بسيار پيچيده و بغرنج است؛ ولى آنچه مسلم است، اين است كه تمام آنچه در ذهن است، همان دادههاى حواس است كه با نيروى تحليل و تجريد و تجزيه و تركيب به صورتهاى گوناگون درآمده است. بنابراين، آنچه گفته مىشود كه حسيون معانى و مفاهيم كلى را سخت مورد انكار قرار دادهاند، مقصود اين است كه اين گروه به وجود معانى و مفاهيم كلى، كه ذاتى و فطرى ذهن انسان بوده باشد، و يا از طريقى غير از طريق حواس در لوح ضمير انسان حاصل شده باشد، اعتقاد ندارند، بلكه اعتقاد آنان بر اين است كه آنچه در ذهن يا ضمير انسان حاصل مىشود، جز از طريق حواس امكانپذير نمىباشد.
عقليون يا اصحاب اصالت عقل ١
در مقابل حسيون و اصحاب تجربه، عقليون يا اصحاب اصالت عقل قرار گرفتهاند. اين گروه مىگويند ادراكات بشر به دو قسم تقسيم مىشوند كه به ترتيب عبارتند از:
١. ادراكاتى كه مستقيم و بدون واسطه از طريق حواس وارد ذهن انسان مىشوند.
٢. ادراكاتى كه عقل بدون استمداد از حواس آنها را ابداع كرده است. اينگونه ادراكات مبدئى جز خود عقل ندارند.
دكارت و كانت، دو فيلسوف معروف اروپايى هستند كه بايد آنها را در زمرۀ اصالت اصحاب عقل به شمار آورد. دكارت پارهاى از مفاهيم را ذاتى و فطرى عقل مىداند و معتقد است كه اينگونه مفاهيم هيچ ارتباطى با حواس ندارند. مفاهيمى كه از نظر دكارت فطرى عقل به شمار مىآيند، عبارتند از:
١. مفهوم هستى
[١] . msilanoitaR .