قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٤٠ - اصالت عقل تجربى مورد تأييد حكماى اسلامى است
گيرد تا به اين اصول، كه در حدّ ذات خود يا در نفس الامر ثابتاند، آگاهى پيدا كنيم.
حاصل آنكه در نظر اصحاب مذهب اصالت عقل، اصول عقلى به نحو اوّلى و ما تقدّم است كه براى انسان ثابت مىباشد و به اين اعتبار تقرر و ثبوت اين اصول فقط در نفس الامر به معنى اخص يعنى در حدّ ذات خود و بالنتيجه به عنوان قانون مطلق اذهان تواند بود. اما در مورد مذهب سوم گفته مىشود: جهت جامع ميان اين دو قول متقابل، عبارت است از «مذهب اصالت عقل تجربى» يا «مذهب اصالت تجربۀ عقلى» يعنى «وضع مجامع» .
ارباب اين مذهب از يك سو مانند اصحاب مذهب اصالت تجربه به اعتبارى همۀ معلومات را ناشى از تجربه مىدانند و از سوى ديگر مانند اتباع مذهب اصالت عقل قائلند به اينكه بعضى از معلومات و خاصه معلومات ما نسبت به اصول، جز به مباشرت عقل برآورده نمىشود. بنابراين، به موجب اين مذهب نيز اصول عقلى داراى مناط اعتبار مطلق يعنى در حكم سنن اذهان خواهند بود و هم به منزلۀ قوانين اعيان ١.
اصالت عقل تجربى مورد تأييد حكماى اسلامى است
اگر خواسته باشيم عقيدۀ غالب حكماى اسلامى را در اين باب مورد بررسى قرار دهيم، خواهيم ديد از مجموع اقوال سهگانهاى كه گذشت قول سوم، يعنى «اصالت عقل تجربى» ، مورد تأييد آنان قرار خواهد گرفت؛ زيرا آنان اعتراف دارند كه لوح نفس انسان در ابتدا فقط در مرحلۀ قوّه و استعداد است و هيچگونه نقشى در آن نيست، همچنين ادراكات حسى را مقدم بر ادراكات عقلى به شمار مىآورند. حكماى اسلامى صريحا به اين امر اعتراف دارند كه تمام تصورات بديهى عقلى امورى انتزاعى هستند كه عقل، آنها را از معانى حسى انتزاع كرده است. نكتهاى كه در كلمات حكماى اسلامى هست و در آثار ديگر فلاسفه كمتر به چشم مىخورد، اين است كه فرق است بين انتزاع مفاهيم كلى كه منطبق با محسوسات است، مانند مفهوم انسان، و بين انتزاع بديهيات اوليه و مفاهيم عامّه، مانند مفهوم هستى و نيستى، وحدت، كثرت، ضرورت، امكان، امتناع، عليت، معلوليت، حدوث، قدم و هكذا. . .
تفاوت در اينجا است كه مفاهيم كلى از راه تجربه و تعميم جزئيات محسوس براى
[١] پل فولكيه. فلسفۀ عمومى يا مابعد الطبيعه، ترجمه يحيى مهدوى، ص ١٠٨.