قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٨٦ - الاسم هو عين المسمّى باعتبار الهوية و الوجود
الصّفة. . . ١.
متكلمين معمولا به اين مسئله توجه نكرده يا نخواستهاند بپذيرند كه مقام ذات، بدون ملاحظۀ هرگونه صفت، مقام خفا است. اين مقام را مقام لا اسم و لا رسم و غيب مطلق نيز ناميدهاند. در نظر اهل تحقيق و معرفت، مقام ذات، مقام خفا و سكوت است. هرگاه ذات به اعتبار يك صفت مورد لحاظ واقع شود، آن مقام را مقام اسم مىخوانند. قيصرى شارح فصوص محى الدّين بن عربى در اين باب مىگويد:
. . . و الذّات مع صفة معيّنة و إعتبار بتجلّ من تجلّياته تسمّى بالإسم فإنّ الرّحمن ذات لها الرّحمة و القهّار ذات لها القهر و هذه الأسماء الملفوظة هى أسماء الأسماء و من هنا يعلم أنّ المراد بأنّ الأسم عين المسمّى ما هو. و قد يقال الإسم للصّفة إن المراد بأنّ الاسم عين المسمّى ما هو. و قد يقال الاسم للصّفة إذ الذّات مشتركة بين الأسماء كلها. . . ٢.
همانگونه كه از عبارت پيداست اين عارف روشنضمير، ذات را به اعتبار يك وصف معين اسم مىخواند. الفاظ و كلماتى كه بر ذات به اعتبار وصف دلالت مىكنند، اسم براى اسم به شمار مىآيند.
با توجه اين مطلب، اسم خداوند متعال لفظ يا صوت نيست، بلكه كلمات نامهايى هستند كه بر نامهاى خداوند متعال دلالت مىنمايند. جاى هيچگونه ترديد نيست كه دلالت الفاظ و كلمات بر معانى، تنها از طريق وضع امكانپذير مىگردد؛ ولى دلالت اسماء خداوند بر ذات پاك او چيزى جز يك دلالت تكوينى نمىباشد. دلالت تكوينى، زبان وجود است؛ و اين لسان هستى است كه از ذات لا يزال حق سخن مىگويد. خداوند در قرآن مجيد سفارش كرده كه اسم او را تسبيح كرده و مورد ستايش قرار دهيم. سفارش خداوند در اين آيۀ شريفه آمده است «سَبِّحِ اِسْمَ رَبِّكَ اَلْأَعْلَى» ٣و يا «تَبٰارَكَ اِسْمُ رَبِّكَ ذِي اَلْجَلاٰلِ وَ اَلْإِكْرٰامِ» ٤آمده است. آنچه مسلم است، اين است كه الفاظ و كلمات چيزى نيستند كه مورد تسبيح و تنزيه واقع شوند. هيچكس لفظ را ستايش نمىكند. خداوند نيز در اين آيه دستور ستايش الفاظ را نداده است؛ زيرا الفاظ، خود مىتوانند وسيلهاى براى ستايش قرار گيرند. بنابراين، مراد از اسم در آيات شريفۀ قرآن، ذات مقدس حق، تبارك و
[١] شرح اسماء اللّه الحسنى. ص ٢٧.
[٢] شرح القيصرى على فصوص الحكم. ص ١٣.
[٣] سورۀ ٨٧(الاعلى) ، آيۀ ١.
[٤] سورۀ ٥٥(الرحمن) ، آيۀ ٧٨.