قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٤٨ - شيخ الرئيس ابو على سينا
يكديگر متشارك و همراه مىباشند. بنابراين اگر چيزى برهان نداشت، حد هم نخواهد داشت. سرانجام در پايان اين مقال بايد گفت هرچيزى در جهان، مادام كه جهت اشتراك و كليت آن به گونهاى مورد ملاحظه واقع نشود، راه هرگونه حكم در مورد آن مسدود است و باب هرنوع سخن و گفتوگو نيز بسته است.
شيخ الرئيس ابو على سينا
اين مسئله در آثار شيخ الرّئيس، ابو على سينا، به تفصيل مورد بحث و گفتوگو واقع شده است. ما در اينجا مختصرترين عبارت وى را از كتاب نجات در اين باب مىآوريم، تا كيفيت برخورد با اين مسئله و طرز تلقى وى از آن به روشنى معلوم گردد:
فصل فى أنّه ليس على الفاسدات برهان: البرهان يعطى اليقين الدّائم و ليس فى شىء من الفاسدات عقد دائم؛ لأنّ المقدمات الصّغرى فى القياسات على الفاسدات لا تكون دائمة الصّدق، فلا تكون برهانيّة؛ فبيّن إنّه لا برهان عليها و لا حد؛ فانا سنوضح إنّ البرهان و الحد متشاركان فى الأجزاء؛ فما لا برهان عليه فلا حدّ له و كيف يكون له حدّ و إنّما يتميّز بالعوارض الغير المقوّمة، فأمّا المقوّمات فمشتركة لها ١.
همانگونه كه در عبارت شيخ الرّئيس به آن تصريح شده، خاصيت برهان اين است كه مفيد يقين دائم باشد؛ از سوى ديگر به روشنى معلوم است كه در هيچيك از جزئيات شخصى به هيچوجه معنى دوام تحقق پيدا نمىكند. نتيجه اين خواهد بود كه جزئيات شخصى هرگز برهان نمىپذيرند و بالملازمه حد نيز نخواهند داشت. در باب اينكه جزئيات شخصى حد ندارند، سخن ابن سينا اين است كه حد هميشه مركب است از جنس و فصل؛ و جنس و فصل همواره از ذاتيات شىء به شمار مىآيند. در حالى كه جزئيات شخصى از يكديگر به وسيلۀ عوارض مشخصه متمايز مىگردند و عوارض مشخّصه تشكيلدهندۀ حد نخواهد بود.
نكتهاى كه در عبارت شيخ الرئيس جلب توجه مىنمايد اين است كه وى جزئيات شخصى را فاسدات خوانده است. مقصود وى از كلمۀ فاسدات چيزى جز اين نيست كه شخص جزئى همواره در حال تغيير و تحول است. به طورى كه مىتوان گفت شخص جزئى در دو لحظه به يك منوال نيست. پرواضح است كه مقصود شيخ از تغيير و تحول
[١] همان. ص ٧٥.