قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧١١ - آن سيال و نقط١٧٢٨ منتقله
آن سيّال و نقطۀ منتقله
در نظر برخى حكماى اسلامى، كلمۀ «آن» داراى دو معنى متفاوت است. معنى نخست در باب كلمۀ آن، عبارت است از چيزى كه ترسيمكنندۀ زمان به شمار مىآيد. چيزى كه وجود زمان را در خارج ترسيم مىنمايد، «آن سيّال» ناميده مىشود. وجود زمان در جهان خارج بر آن سيّال مترتب است. معنى دوم در باب كلمۀ «آن» به معناى طرف زمان است. اين معنى در باب كلمۀ آن، مانند معنى كلمۀ نقطه در باب امتداد است. در مورد طول يك شىء نقطه را نهايت خط به شمار آوردهاند. در مورد اين همانندى مىتوان گفت آنجا كه خط پايان مىيابد، نقطه آغاز مىشود و آنگاه كه زمان به نهايت خود مىرسد لحظۀ «آن» فرا مىآيد. همانگونه كه نقطه، از جهت اينكه پايان خط است، قابل تقسيم نيست، آن مفروض نيز از جهت اينكه نهايت زمان است، قابل تقسيم نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت نقطه به اين معنى كه پايان خط است و آن مفروض به اين معنى كه نهايت زمان است از امورى به شمار مىآيند كه در جهان ذهن موجوداند و در جهان خارج هيچگونه اثرى بر آنها مترتب نمىگردد؛ زيرا اين نقطه است كه بر وجود خط مترتب مىگردد و اين آن مفروض است كه فرع وجود زمان مىباشد. برخلاف آنچه در مورد معنى دوم آن مفروض ذكر شد، معنى نخست يعنى «آن سيال» داراى اعتبار و اثر خارجى است؛ زيرا اگر حقيقت زمان را در خارج مقدار حركت به شمار آوريم، آنچه زمان را ترسيم مىنمايد، «آن سيّال» خوانده مىشود و آنچه در اين ميان ترسيم مىشود، «زمان متصل» نام دارد. چيزهايى را نيز مىتوان به عنوان حدود يا نهايتهاى زمان نشان داد كه آنها را «آن مفروض» به معنى دوم خواندهاند. بنابراين، در مورد حقيقت زمان، سه امر ذيل مورد بررسى قرار گرفت:
١. آن سيّال
٢. زمان متصل
٣. آن مفروض
در باب وجود خط ممتد نيز امورى را مىتوان مورد بررسى قرار داد كه از هر جهت معادل امور سهگانۀ مزبور بوده باشند. بهطور مثال گفته مىشود نقطۀ منتقله، كه در رأس مخروط قرار گرفته، پس از تماس با سطح موجود و ادامۀ حركت در آن موجب ترسيم خط ممتد مىگردد. پس از اينكه خط ممتد روى