قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧١٧ - استدراك
داشت و آن اينكه سرعت و بطوء از لوازم وجود حركت به شمار مىآيند. به عبارت ديگر، گفته مىشود همانگونه كه حركت تند و با شتاب، حركت است و چيزى از حقيقت حركت بودن را فاقد نمىباشد، حركت كند و بىشتاب نيز حركت است و هيچچيز از حقيقت حركت بودن را فاقد نمىباشد. در مورد مراتب متفاوت وجود و مراحل شديد و ضعيف نور نيز وضع به همين منوال است. اختلاف در مراتب تشكيك از حاقّ حقيقت شىء ناشى مىگردد. همانگونه كه نور شديد نور به شمار مىآيد، نور ضعيف نيز بدون ترديد نور مىباشد. كسانى كه با معنى تشكيك در وجود آشنا نيستند، گمان مىكنند نور ضعيف چيزى است كه از مقدارى نور و مقدارى ظلمت تركيب شده است. حركت كند و بىشتاب را نيز مجموعهاى از سكون و حركت به شمار آوردهاند. اين جماعت در باب وجود نيز همين اشتباه را مرتكب شده و وجود ضعيف را مركب از هستى و غير هستى پنداشتهاند. اين سخنها در نظر كسانى كه تشكيك را پذيرفتهاند، چيزى جز يك سلسله اوهام نيست.