قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٩٨ - ابن سينا و اقسام پنجگان١٧٢٨ حد
حقيقى به شمار آيد. زيرا تعريف امورى مانند نقطه، جهل، كورى و غيره براساس علل و اسباب ذاتى استوار نيست و اين بدان جهت است كه اينگونه امور از جملۀ امور عدمى به شمار مىآيند و اگر احيانا سخن از علل و اسباب دربارۀ اين امور گفته مىشود، مقصود از آنها چيزى جز علل و اسباب دربارۀ موضوعات آنها نيست. علت موضوع يك شىء بهطور مستقيم، علت خود آن شىء نيست مگر اينكه آن را يك معلول بالعرض به شمار آوريم.
ساير اقسام تعريف را مىتوان از اقسام حدّ حقيقى به شمار آورد. در برخى موارد ديده مىشود يكى از دو جزء حدّ تام علت، و جزء ديگر آن معلول واقع مىشود، مانند اينكه در باب تعريف كسوف قمر گفتهاند: «كسوف عبارت است از ناپديد شدن نور ماه به علت حائل شدن كرۀ زمين بين ماه و خورشيد» . در اين تعريف، جزء دوم علت، و جزء اول آن معلول به شمار مىآيند. اين نوع تعريف در اصطلاح ابن سينا تعريف كامل، كه تمام برهان را تشكيل مىدهد، نام گرفته است. در برخى موارد به علت اختصار فقط يكى از دو جزء حدّ را در تعريف مىآورند. در اين صورت اگر آنچه در تعريف ذكر مىشود، جزء علت باشد آن را حدّ مبدأ برهان مىخوانند. ولى اگر آنچه در تعريف مىآيد، جزء معلول باشد، آن را حد نتيجۀ برهان نام گذاشتهاند. ابن سينا در اين باب بحث را به درازا كشانده و دربارۀ هريك از اقسام به تفصيل سخن گفته است.
اكنون بىمناسبت نيست بخشى از عين عبارت ابن سينا را جهت مزيد توضيح در اينجا بياوريم:
إنّا كما لا نطلب العلّة بلم إلاّ بعد مطلب هل كذلك لا نطلب الحقيقة بما إلاّ بعد هل؛ و عن كل واحد منهما جواب، لكن الحقيقى من الجواب عن لم هو الجواب بالعلّة الذّاتية فيتّفق هذان المطلبان فى امرين فى كون كلّ منهما إنّما يكون بعد هل و فى الجواب إذا كان الجواب عن لم بالجواب الحقيقى فإنّ العلّة الذّاتية مقوّمة للشىء فهى اذا داخلة فى الحد و فى جواب ما هو فيتفق إذا الداخل فى الجوابين ١.
وى در جاى ديگر در مورد اقسام معنى حدّ چنين مىگويد:
و الحدّ يقال بالتّشكيك على خمسة أشياء فمن ذلك الحدّ الشّارح لمعنى الإسم و لا يعتبر فيه وجود الشّىء فإن كان فى وجود الشّىء شكّ أخذ الحدّ أوّلا على
[١] النجاة. ص ٨٢.