قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٦٧ - رمز در سخن قدما
خويش تفسير و توجيه نموده است. تفسير صدر المتألّهين در اين باب، اين است كه مىگويد: ماهيات در حدّ ذات خود نه موجودند و نه معدوم؛ زيرا وجود نه عين ماهيت است و نه جزء آن، بلكه همواره زائد بر ماهيات است. بنابراين، موجود بودن ماهيت، عنوانى است كه پس از مرحلۀ ذات مىتواند بر آن منطبق گردد. معنى اين سخن آن است كه ماهيت داراى دو مرحله است كه به ترتيب عبارتند از:
١. مرحلۀ ذات، كه آن را ماهيت من حيث هى گويند.
٢. مرحلۀ موجود بودن كه از طريق ارتباط با وجود براى آن حاصل شده است.
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد، به روشنى معلوم مىشود دگرگون شدن ماهيت از مقام ذات به مقام موجوديت يا از مرحلۀ ليس و نيستى به مرحلۀ ايس و هستى، يك نوع انتقال را در ذهن انسان ترسيم مىنمايد؛ و اين همان چيزى است كه در كتاب اثولوجيا به حركت تعبير شده است. اما در باب اصل حقيقت وجود چون تعدّد مرحله، بدانگونه كه در باب ماهيت گذشت، به هيچوجه مطرح نيست، هيچگونه معنى انتقال يا دگرگونى نيز به ذهن انسان متبادر نمىگردد؛ و اين همان چيزى است كه در كتاب نامبرده از آن به نوعى سكون تعبير شده است.
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت صدر المتألّهين را جهت مزيد توضيح در اينجا بياوريم. او مىگويد:
قد عبّر المعلّم الأوّل فى كتاب اثولوجيا عن الوجوب بالذّات بالسكون و عن الوجوب بالغير بالحركة، و الوجه ما ذكرنا من أنّ موجوديّة الماهيّات الّتى هى معان غير الوجود؛ لما كانت فى مرتبة متأخّرة عنها من حيث «هى هى» فكأنّها إنتقلت من ليسيّة إلى أيسيّة بخلاف الواجب بالذّات فإنّه موجود بجميع الإعتبارات. . . ١.
رمز در سخن قدما
كسانى كه با آثار قدما و حكماى باستان آشنايى داشته باشند، به خوبى مىدانند كه برخى عبارات در اين آثار وجود دارد كه به صورت رمز درآمده است. بهطور مثال، از برخى حكماى باستان نقل شده كه گفتهاند مبدأ و منشأ موجودات اين جهان، ظلمت محض است، به گونهاى كه هرموجودى از تاريكى مطلق برمىآيد. گروهى از فلاسفه كه اين
[١] المبدأ و المعاد. ص ١٧.