قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٨٣ - يك نكته
به شمار مىآيد. كمال مطلق نيز مخصوص ذات واجب الوجود مىباشد.
خلاصۀ سخن در اين باب، اين است كه مفهوم هستى اگرچه يك مفهوم واحد به شمار مىآيد، ولى مصاديق آن بسيار متفاوت و گونهگون است. تفاوت يا اختلاف ميان مصاديق يك مفهوم مىتواند از مرز نقص تا كمال مطلق گسترش يابد. اين تفاوت و گونهگون بودن را برحسب اصطلاح «تشكيك در مراتب وجود» مىنامند. اينگونه تشكيك در مورد ساير مفاهيم عام نيز صادق است. مفهوم علم و قدرت و ساير صفات كماليه نيز داراى مراتب تشكيك مىباشند.
يك نكته
يادآورى يك نكته در اينجا لازم به نظر مىرسد. اين نكته عبارت است از اينكه وضع الفاظ و اسامى عام نمىتواند بيرون از مرتبۀ خلق انجام پذيرفته باشد. در مورد وضع الفاظ براى مفاهيم يا شخص و اشخاص واضع و همچنين كيفيت وضع سخن بسيار گفته شده است؛ ولى آنچه مسلم است، اين است كه وضع الفاظ و اسامى در آغاز براى مفاهيم ممكن الوجود و در مرتبۀ خلق انجام پذيرفته است. زيرا عقل و ادراك بشر در آغاز به اينگونه مفاهيم نزديكتر بوده و پيش از هرچيز ديگر آنها را يافته است. عارف معروف شيخ محمود شبسترى اين مسئله را در يك سخن به رشتۀ نظم كشيده و مىگويد:
چو محسوس آمد اين الفاظ مسموع نخست از بهر محسوس است موضوع ١
اكنون اگر اين مسئله درست باشد كه وضع الفاظ و اسامى در آغاز تنها براى موجودات ممكن الوجود پذيرفته باشد، اين مسئله آشكار مىگردد كه به كار بردن اين گونه الفاظ و مفاهيم در مورد ذات و صفات حق تبارك و تعالى تا چه اندازه مىتواند مشكل باشد. هنگامى كه اين الفاظ و اسامى در مورد ذات و صفات حق تبارك و تعالى به كار مىرود، ادراك مفاهيم درست كه بتواند با مصاديق واقعى آنها در اين مورد تطبيق نمايد، بسيار دشوار است.
اگر براى اهل معرفت اين ادراك ميسر باشد، گفتن آن به ديگران و رساندن آن به مردم بسيار مشكلتر خواهد بود. هرگونه سخن گفتن در اين باب مىتواند به جاى اينكه انسان را به ادراك واقعيت نزديكتر كند، وى را از نزديك شدن به آن دورتر سازد. شايد سخن برخى از ارباب معرفت به همين مسئله اشاره داشته باشد، آنجا كه مىگويد «من
[١] گلشن راز. ص ٤٧.