قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٤٨ - يادآورى يك نكته
الفرديّة لها و إمكان حصول الحركة لزيد. ١
يادآورى يك نكته
در خلال مباحث مربوط به معانى مفاهيم سهگانۀ ضرورت، امكان و امتناع، به اين مطلب تصريح شد كه معانى سهگانه بدون هيچگونه واسطه در لوح ادراك انسان ترسيم مىشوند. معنى اين سخن، همانگونه كه گذشت، اين است كه در پيدايش اين معانى در ذهن نيازى به هيچگونه تعريف نيست، بلكه خود آنها از هرتعريف ديگرى بديهىتر مىباشند. ولى اين سخن هرگز نبايد به اين معنى گرفته شود كه اين معانى مانند محسوسات بدون واسطه در لوح ادراك ترسيم مىشوند؛ زيرا معانى مفاهيم سهگانه، مانند ساير مفاهيم فلسفى از قبيل وحدت و كثرت، عليت و معلوليت، حدوث و قدوم، و حتى مفهوم هستى، مفاهيمى هستند كه انسان هرگز نمىتواند آنها را فقط از طريق حواس به دست آورد، بلكه ادراك اينگونه معانى و مفاهيم با يكى از عالىترين اعمال عقلانى براى انسان حاصل مىشود. اين مطلب نيز بديهى است كه بررسى در باب مسائلى كه عقل با عالىترين اعمال خويش آن را يافته است، جز با بررسىهاى عقلى نمىتواند انجام پذيرد. بنابراين، بايد گفت باب بررسىهاى مفاهيم و معانى فلسفى براى هميشه به روى حواس بشر بسته شده است؛ زيرا جايگاه اينگونه مفاهيم را عالىترين مرحله از مراحل ادراك انسان تشكيل مىدهد. در اين صورت دست حواس ظاهرۀ علم از رسيدن به اينگونه مفاهيم كوتاه و خرماى حلّ آن معانى بر نخيل فلسفه است.
بدين جهت است كه اين مفاهيم را «معقول ثانى به اصطلاح فلسفى» ناميدهاند. معقول ثانى به اصطلاح فلسفى يكى از مهمترين مسائل فلسفۀ الهى است كه در جاى خود به تفصيل بايد مورد بحث و بررسى قرار گيرد.
براى روشن شدن اين مطلب كه مفاهيم فلسفى در حواس نمىگنجد، بايد به اين مسئله توجه شود كه خود ضرورت و جبر كه بر سراسر موجودات جهان حاكم است، يك پديدۀ مخصوص در رديف ساير پديدههاى عالم هستى نيست كه مانند ساير پديدهها قابل احساس و لمس باشد. به طورى كه هيچ فردى از افراد انسان معنى ضرورت يا جبر را هرگز به حس ظاهر در نيافته است؛ يعنى نه ديده و نه شنيده و نه چشيده و نه
[١] شرح منظومه. ص ٥٨. حاشيه منه.