قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٦٦ - الوحدة ليست بعدد بل هى مبدأ له
الوحدة ليست بعد دبل هى مبدأ له
واحد در نظر حكما يك عدد به شمار نمىآيد؛ بلكه آنچه مىتوان در اين باب گفت اين است كه واحد، مبدأ و منشأ پيدايش همۀ اعداد است. عدد چيزى است كه از تكرار واحد به وجود مىآيد. تكرار واحد در هرمرحلهاى از مراحل موجب پيدايش يك عدد مىگردد. تكرار واحد به هيچوجه در يك مرحلۀ معين محدود و متوقف نمىگردد؛ زيرا سلسلۀ اعداد بىپايان است و هيچكس نمىتواند براى آن حد يقف تعيين نمايد. در سلسلۀ بىپايان اعداد هرعدد را يك نوع ممتاز به شمار آوردهاند. به عبارت ديگر مىتوان گفت در سلسلۀ غيرمتناهى اعداد، هرعدد داراى ماهيت مخصوص است.
حكما ماهيات اعداد را با يكديگر متباين دانستهاند. اختلاف و تفاوت ماهيات در سلسلۀ اعداد از طريق اختلاف در لوازم آنها اثبات مىگردد؛ زيرا وجود اختلاف در لوازم مىتواند وجود اختلاف در ملزوم را اثبات نمايد. وجود اختلاف در آثار و لوازم اعداد به هيچوجه قابل انكار نمىباشد.
با توجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، به روشنى معلوم مىشود انواع گونهگون و بىپايان اعداد نسبت به يكديگر متباين و متفاوت مىباشند. اختلاف و تفاوت در ميان انواع اعداد هنگامى تحقق پيدا مىكند كه ماهيت هريك از اعداد بشرط لا اخذ و اعتبار گردد. وقتى ماهيت هريك از اعداد بشرط لا اعتبار شود، انجام هرگونه حمل و اشتقاق در ميان آنها با اشكال روبهرو مىگردد؛ زيرا حمل و اشتقاق در مواردى مىتواند صادق باشد كه ماهيت اشياء لا بشرط مورد لحاظ و اعتبار واقع شود.
اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر ماهيت هريك از اعداد، يك ماهيت بشرط لا به شمار مىآيد، چگونه مىتوان ادعا كرد هريك از اعداد از اعداد ديگر مشتق مىشوند و يا بر آنها حمل مىگردند؟