قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٣٩ - المتضايفان متكافئان قوة و فعلا
المتضايفان متكافئان قوّة و فعلا
دو موجود هرگاه نسبت به يكديگر متضايف باشند، ناچار در قوّه و فعل نيز عديل و همانند يكديگر به شمار مىآيند. اين قاعده يكى از قواعد مسلم عقلى است كه در موارد بسيار منشأ حكم واقعى شده و تعدادى از مسائل فلسفى بر آن مبتنى گشته است. دو موجود متضايف نهتنها در قوّه و فعل عديل و همانند يكديگر به شمار مىآيند، بلكه در هستى و نيستى نيز عديل و همانند يكديگرند. اگر يكى از دو شىء كه نسبت به يكديگر متضايف مىباشند موجود فرض شود، ناچار بايد شىء ديگر نيز موجود فرض شود؛ همانگونه كه اگر يكى از آنها معدوم فرض شود، ناچار بايد شىء دوم نيز معدوم فرض شود، مسئلۀ قوّه و فعل نيز در باب تضايف به همين منوال است.
براى اينكه معنى اين قاعده و كاربرد آن در مورد ساير مسائل فلسفى روشن شود، لازم است معنى تقابل تضايف را در اينجا مورد بحث و بررسى قرار دهيم. جاى هيچگونه ترديد نيست كه هرگونه غيريت و تقابل، اعم از اينكه ذاتى باشد يا عرضى، از عوارض كثرت به شمار مىآيد. غيريت يا دوگانگى در نظر حكما به دو قسم ذاتى و غير ذاتى تقسيم شده است.
غيريت يا دوگانگى ذاتى در مواردى صادق است كه ميان دو شىء در مقام ذات دشمنى و بيگانگى وجود داشته باشد و به هيچوجه نتوانند با يكديگر در يكجا اجتماع نمايند.
غيريت يا دوگانگى غير ذاتى در مواردى صادق است كه عدم اجتماع دو شىء با يكديگر در يكجا به ذات آنها مربوط نمىگردد، بلكه تنها از سوى يك سلسله علل و اسباب خارجى است كه عدم اجتماع در مورد آنها مصداق پيدا مىكند.
غيريت يا دوگانگى ذاتى در اصطلاح حكما «تقابل» ناميده شده است. تقابل در آثار