قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٨٠ - كل هوية سواء كانت واجبة او ممكنة فلا بدّ لها من
معقول نيز واقع شود. بدون ترديد معقول واقع شدن براى يك موجود، ناچار يك اثر به شمار مىآيد. اكنون اگر اين قاعده درست است كه هرموجود، اگرچه پست و دون مرتبه باشد، داراى آثار و لوازم است؛ ناچار بايد گفت هويت واجب الوجود كه اصل همۀ هويتهاى عالم است، منشأ و مبدأ همۀ آثار و لوازم هستى به شمار مىآيد.
با توجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، معلوم مىشود ذات پاك واجب الوجود مبدأ همۀ انوار و منشأ همه آثار است. اين انوار در نظر جمهور فلاسفۀ اسلامى عقول فعّاله به شمار مىآيند. حكماى مشائى اين انوار را «صور علميۀ حق» ناميدهاند. حكماى اشراقى و پيروان افلاطون نيز آنها را «مثل نوريه» مىخوانند. جمهور متكلمين اسلامى اين انوار را صفت قديم حق به شمار آوردهاند. معتزله در اين باب عقيدهاى بىسابقه ابراز داشته و اصطلاحى مخصوص به كار بردهاند. در نظر اين گروه آثار حق تبارك و تعالى عبارتند از «احوال» . در باب معنى حال گفتهاند: «حال عبارت است از چيزى كه نه مىتوان آن را موجود خواند و نه مىتوان آن را معدوم ناميد» . بالاخره آنچه در اين باب قابل دقت و تعمق بسيار است، سخن صوفيه را بايد نام برد. اين جماعت آثار خداوند را اسماء حق يا اعيان ثابته ناميدهاند. «اعيان ثابته» نزد عرفا و صوفيه يكى از مسائل اساسى و عميق به شمار مىآيد. در بيشتر آثار عرفانى اين مسئله مطرح شده و مورد بررسى قرار گرفته است. طرح اين مسئله در اينجا از عهدۀ اين مختصر بيرون است.
اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت صدر المتألّهين را جهت مزيد توضيح در اينجا نقل كنيم:
حكمة مشرقيّة: كلّ هويّة سواء كانت واجبة أو ممكنة فلا بدّ لها من لوازم عقليّة و فروعات معاليله كالشّيئيّة و المعلوميّة و الموجوديّة و خصوصا الهويّة التّى أصل الهويّات و منبع كلّ إنّية و وجود و منشأ كلّ مفهوم و ماهيّة، فإذا الذّات الإلهيّة لها أشعّة و أنوار و أضواء و آثار كيف و الوجود كلّه من شروق نوره و لمعان ظهوره. و تلك الأضواء و الأنوار سمّاها جمهور الفلاسفة بالعقول الفعّالة و المشّاؤون و هم أصحاب المعلّم الأوّل سمّوها بالصّور العلميّة القائمة بذاته تعالى. . . ١.
[١] الاسفار الاربعة، ج ٥، ص ٢٠٤.