قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٣٩ - پاسخ پنجم
اين صورت، آفرينش جهان براساس آن مصلحت انجام گرفته و چون آن مصلحت به نخستين لحظۀ آفرينش اختصاص داشته، ايجاد جهان در غير آن لحظه امكانپذير نبوده است. مصلحت لحظۀ آفرينش را، هرچه باشد، آفريدگار جهان مىداند؛ ولى آفريدگان را به آن مقام راهى نيست.
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد، به روشنى معلوم مىشود اختصاص آفرينش به يك لحظه كه آن نخستين لحظه است، هرگز بدون مرجّح نبوده است؛ زيرا مصلحت آفرينش در نظر آفريدگار معلوم است؛ ولى اين مصلحت كه چيزى جز مرجّح آفرينش نمىباشد، از نظر انسان پنهان است. عبارت امام فخر رازى در اين باب چنين است:
و منهم من قال إنّ أفعال اللّه تعالى غير خالية عن المصالح و إن كنّا لا نعلم تلك المصالح فتخصيص البارى تعالى إيجاد العالم بوقت معيّن لأجل أنّه تعالى عالم بأن حصول العالم فى ذلك الوقت يتضمّن مصلحة و لو وقع العالم فى غير ذلك الوقت لما حصلت تلك المصلحة ١.
پاسخ پنجم
برخى از متكلمين، سرانجام راهحل ديگرى پيشنهاد كردهاند؛ و آن به اين ترتيب است كه گفتهاند اگرچه مبدأ آفرينش جهان، ازلى و بىآغاز است، ولى عدم ايجاد جهان در ازل از شئون ازلى بودن مبدأ آفرينش به شمار نمىآيد. عدم صدور فعل از مبدأ در ازل چيزى است كه به نفس فعل مربوط مىگردد؛ زيرا فعل در ذات و ماهيت خويش عبارت است از چيزى كه داراى آغاز بوده باشد. به عبارت ديگر مىتوان گفت تصور معنى فعل بدون اينكه آغازى براى آن در نظر گرفته شود، امكانپذير نمىباشد. درست برعكس معنى فعل، در باب معنى ازل گفتهاند: «ازل» چيزى است كه هيچگونه آغازى براى آن نمىتوان تصور نمود. به اين ترتيب گفته مىشود هرگونه فعل يا ايجاد به هيچوجه نمىتواند ازلى بوده باشد؛ زيرا معنى ازليت، نداشتن آغاز است؛ در حالى كه فعل يا ايجاد بدون آغاز امكان تحقق نمىيابد. عبارت امام فخر رازى در اين باب چنين است:
(و منهم من قال) عدم صدور الفعل عنه فى الأزل ليس لأمر يرجع إلى الفاعل بل لأمر يرجع الى الفعل من حيث أنّ الفعل ما له أوّل و الأزل ما لا أوّل له و الجمع بين الأوّليّة و عدم الأولية متناقض فلهذا المعنى لم يوجد ٢.
[١] همانجا.
[٢] همانجا.