قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٨٩ - الحد يقتنص بالتركيب
الحدّ يقتنص بالتّركيب
براساس آنچه در باب قواعد گذشته ذكر شد، به روشنى معلوم شد حدّ يك شىء هرگز از طريق برهان يا استقراء به دست نمىآيد، همانگونه كه از راه تقسيم يا تعريف آن به ضد نيز نمىتوان آن را بهدست آورد. اكنون در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه اگر راههاى ذكر شده براى تحصيل اين مقصود كافى نيست، چگونه و از چه طريق مىتوان حدّ يك شىء را بدست آورد؟
در مقام پاسخ به اين پرسش طريقهاى پيشنهاد شده كه آن را طريق تركيب مىخوانند.
طريق تركيب به اين ترتيب است كه هريك از اشخاص و جزئيات شىء موردنظر در آغاز مورد بررسى قرار گيرد تا معلوم شود از چه مقوله است و تحت عنوان كداميك از اجناس عاليه واقع مىشود. پس از آنكه جنس عالى يا جنس الاجناس آن بهدست آمد، ساير اجناس و فصول قريب و بعيد آن نيز معلوم خواهد شد، و در اين صورت، حدّ ذاتى آن نيز معلوم خواهد شد؛ زيرا حدّ ذاتى يك شىء چيزى جز سلسلۀ اجناس و فصول قريب و بعيد آن نمىباشد. اجناس و فصول قريب و بعيد، از نظر منطقى سلسلۀ بههم پيوستهاى را تشكيل مىدهند كه ذات و ماهيت يك شىء در آن ترسيم مىشود و به اين ترتيب مىتوان گفت فقدان هريك از اجناس و فصول در اين سلسلۀ بههمپيوسته، مىتواند به اعتبار و صحت يك تعريف كامل يا حدّ تام خدشه وارد سازد. به همين جهت است كه شيخ الرّئيس ابو على سينا، نسبت به آوردن همۀ اجناس و فصول در يك تعريف كامل اصرار و تأكيد مىنمايد. وى معتقد است همۀ اجناس و فصول ذاتى بايد در يك تعريف كامل ذكر شوند؛ اگرچه تعداد آنها به عدد هزار بالغ گردد. عين عبارت ابن سينا در اين باب چنين است:
. . . ثمّ يؤتى بعده بجميع الفصول الذّاتية و ان كانت ألفا و كان بواحد منها كفاية فى التّمييز فإنّك إذا تركت بعض الفصول فقد تركت بعض الذّات، و الحدّ عنوان