قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٢٠ - الحركة لا تقع فى الآن
ظرف اتصاف و ظرف وقوع در بسيارى موارد تفاوت اساسى وجود دارد، اكنون بىمناسبت نيست عين عبارت يكى از حكماى پيرو ملاّ صدرا يعنى ملاّ محسن فيض را جهت مزيد توضيح در اينجا بياوريم. اين حكيم مىگويد:
الحركة لا تقع فى الآن، و إلاّ يلزم أن يكون بإزائه جزء غير متجزّى من المسافة لتطابقهما، و قد ثبت إستحالته بالبراهين، فكلّ أن يفرض فى أثناء الحركة لا يتّصف الجسم فيه بالحركة و لا بالسّكون، لأنّ تقابله معها تقابل العدم و الملكة، و لإتصال الحركة و لا يلزم من ذلك خلوّ الموضوع عنهما. . . و الحاصل أنّ الآن إن أخذ ظرفا للإتّصاف فالجسم يتّصف فيه بالحركة الواقعة فى الزمان لا فيه، و إن جعل ظرفا لوقوع الحركة و السّكون فلا يقع شىء منهما فيه، و لا يلزم خلوّ الموضوع عن الإتصاف بهما ١.
لازم به يادآورى است كه وقتى گفته مىشود حركت در آن مفروض واقع نمىشود، مقصود از آن چيزى جز آن مفروض كه در نهايت زمان واقع شده است، نمىباشد؛ زيرا همانگونه كه چون نقطه در نهايت خط واقع شده آثار خط بر آن بار نمىگردد، آن مفروض نيز چون در نهايت زمان واقع شده آثار زمان بر آن بار نمىگردد. نقش آن مفروض چيزى جز اين نيست كه همواره بين گذشته و آينده فاصله واقع مىشود و به وسيلۀ آن مىتوان ماضى را از مستقبل جدا كرد؛ اگرچه در عين حال مىتواند نقش اتصال بين گذشته و آينده را نيز ايفاء نمايد. به اين ترتيب بايد گفت آنچه در باب آن مفروض صادق است، به هيچوجه در مورد آن سيّال صدق نمىكند؛ زيرا آن سيّال، همانگونه كه گذشت، نقش فاعل را ايفاء كرده و ترسيمكنندۀ زمان به شمار مىآيد. به يك اعتبار مىتوان گفت حقيقت زمان در جهان خارج چيزى جز آن سيّال نمىباشد، و اين بدان جهت است كه زمان گذشته، گذشته است و زمان آينده هنوز نيامده است. آنچه اكنون موجود است، نه گذشته است و نه آينده. ماهيت زمان يكى از ماهيات مرموز و پيچيدۀ جهان هستى است كه بسيارى از متفكرين در باب حقيقت آن دچار حيرت گشتهاند. ابهام و پيچيدگى در باب حقيقت زمان به اندازهاى است كه برخى گفتهاند از طريق عقل و برهان نمىتوان ماهيت زمان را مورد بررسى و تجزيهوتحليل قرار داد. اين اشخاص تنها راه وصول به حقيقت زمان را كشف و شهود باطنى دانستهاند. شايد بتوان علت ابهام و
[١] اصول المعارف. ص ٩٩-١٠٠.