قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٩٥ - مقدمه
از علوم كه با زندگى و رفتار انسان سروكار دارند، لزوما تأثير فعال شخصيت آدمى را آشكار مىسازد. بهطور مثال در مورد تاريخ گفته مىشود مجموعۀ اسناد و آثارى كه از زمانهاى گذشته به جاى مانده است، مواد خام علم تاريخ را تشكيل مىدهد. هنگامى كه يك مورّخ مواد خام علم تاريخ را به دست مىآورد، اگر بخواهد تنها يك واقعهنگار نباشد، ناچار بايد دست به گزينش زده و انتخاب خويش را آشكار نمايد. در اينگونه گزينشها است كه علم تاريخ از تمام شخصيت مورّخ اثر پذيرفته و خلوص عينيت خويش را از دست مىدهد. گروهى از اين فراتر رفته و اين سخن را در مورد علم تجربى نيز كه در اصطلاح «دانش ناب» ناميده مىشود، صادق دانستهاند. صحت يا سقم اين سخن را مىتوان در جاى ديگر مورد بررسى قرار داد. آنچه اكنون در اينجا مىتوان گفت اين است كه: فلسفه، جهانبينى انسان را تشكيل مىدهد؛ در اين جهانبينى اگرچه انسان جهان را آنچنانكه هست مىبيند، ولى آيا جهان را جز در وجود انسان مىتوان ديد؟
دكتر غلامحسين ابراهيمى دينانى
اول آذرماه ١٣٦٠