قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٧٥ - العدم لا يتعدد عند العقل الا بتعدد الملكات
العدم لا يتعدّد عند العقل إلاّ بتعدّد الملكات
نيستى در نظر عقل چيزى نيست كه بتوان آن را متعدّد به شمار آورد. پيش از هستى و پس از هستى چيزى نيست كه بتوان آن را واحد يا متعدد ناميد؛ نيستى را نه ماهيت است نه ذات. دربارۀ نيستى چيزى بيش از اين نمىتوان گفت كه رفع هستى است.
برخى از متكلمين بر اين عقيدهاند كه نيستىها از يكديگر جدا و متمايزند. در نظر اين گروه برخى از اقسام نيستى به صفت علت و برخى از اقسام آن به صفت معلول نيز متصف مىگردند. گروه ديگر از متكلمين و بسيارى از حكما، بر اين عقيدهاند كه در نيستى هيچگونه جدايى و تمايز نيست. اتصاف نيستى به صفت عليت و معلوليت نيز امرى نامعقول به شمار مىآيد. اين سخن كه در نيستى، از آن جهت كه نيستى است، هيچگونه امتياز و تعدد نيست، سخنى بسيار معقول و استوار است.
سخن گروه نخست را نيز از يك جهت مىتوان قابل توجيه به شمار آورد و آن به اين ترتيب است كه گفته شود امتياز و جدايى در نيستىها به تبع امتياز و جدايى در هستىها است. به عبارت ديگر، مىتوان گفت تعدد نيستىها از تعدد هستىها پيدا مىشود؛ به همين جهت است كه امتياز و جدايى در نيستىها تنها در مورد اعدام ملكات مفهوم پيدا مىكند؛ زيرا ذهن انسان در ميان يك سلسله از موجودات كه آنها را ملكات مىنامند، يك نوع امتياز و جدايى مىيابد؛ پس از اين مرحله است كه مىتواند نيستى هر يك از آنها را نيز تصور نمايد. به اين ترتيب مىتوان گفت اگر امتياز و جدايى بين موجودات در جهان ذهن ترسيم نشده باشد، امتياز و جدايى بين نيستىها به هيچوجه امكانپذير نخواهد بود. در نيستى، از آن جهت كه نيستى است، هيچگونه امتياز و تعدد نيست. عقل محض، كه از وجود صرف و هستى ناب نشأت مىگيرد، نيستى را نمىيابد؛ زيرا در عالم ادراك بين مدرك و مدرك سنخيت و مناسبت معتبر است.