قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٤٠ - حكما در مقابل متكلمين
اين بود خلاصهاى از آنچه متكلمين در باب حل مشكل ربط حادث به قديم مورد بحث و بررسى قرار داده و در آثار خويش به تفصيل ذكر كردهاند. همانگونه كه يادآور شديم، مشكل اساسى در باب ربط حادث به قديم به صورت اين پرسش مطرح مىشود كه چرا لحظۀ آفرينش در لا يزال واقع مىشود، در حالى كه مبدأ آفرينش در لم يزل موجود است؟ به عبارت ديگر مىتوان گفت علت تامّه هميشه موجود بوده است، در حالى كه خلقت عالم كه معلول آن علت به شمار مىآيد، هميشه موجود نبوده است. در اين صورت اين پرسش پيش مىآيد كه آيا لايزال كه عبارت از خلقت عالم است چگونه مىتواند با لم يزل كه چيزى جز علت تامّه نيست، ارتباط پيدا كند؟ اين مطلب بسيار روشن است كه اگر ارتباط لا يزال يعنى حادث به لم يزل يعنى قديم به نحو معقول و منطقى توجيه نگردد، مشكل غير قابل حلّ تخلّف معلول از علت تامّه پيش خواهد آمد.
اين مطلب نيز روشن است كه اگر كسى به اين امر تن در دهد و تخلّف معلول از علت تامّه را بپذيرد، قانون خللناپذير عليت را انكار كرده است. جاى هيچگونه ترديد نيست كه انكار قانون عليت در باب عقل و منطق چيزى جز سدّ باب اثبات صانع متعال نمىباشد.
(تعالى عن ذلك علوّا كبيرا) .
به همين جهت است كه مىبينيم متكلمين براى حلّ اين مشكل كوشش فراوان كرده و در اين راه قدمهاى بسيارى برداشتهاند. ذكر همۀ مطالب و عقايد متكلمين در اينجا موجب ملال و تطويل مىگردد؛ ولى خلاصۀ مطالب اين گروه همان پاسخهاى پنجگانه است كه به ترتيب مورد بررسى قرار گرفت.
حكما در مقابل متكلمين
حكما، كه معمولا طرز تفكر و طريقۀ استدلال متكلمين را نمىپسندند و در مقابل آنان موضع مىگيرند، در اين باب نيز در برابر متكلمين ايستاده و عقايد آنان را سخت مورد انتقاد قرار دادهاند. جاى هيچگونه ترديد نيست كه حكما در نحوۀ برخورد با مطالب و مشكلات و همچنين كيفيت استدلال، از موضع عقلى و منطقى استوارتر برخوردار مىباشند. اين گروه، پاسخ نخست متكلمين را به اين ترتيب مورد انتقاد قرار دادهاند كه اگر ترجيح بدون مرجّح، ولو در يك مورد، جايز باشد، در جهان عقل و انديشه هرج و مرج لازم مىآيد و باب استدلال براى هميشه بسته مىشود؛ زيرا هرگونه استدلال منطقى براساس قانون عليت استوار شده و اگر ترجيح بدون مرجّح جايز باشد، قانون