قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٥١ - سير تحولى و تاريخى در مسئل١٧٢٨ جهات سهگانه
ظرف اتصاف جز جهان خارج نمىتواند معنى ديگرى داشته باشد، همانگونه كه در اين نوع مسائل ظرف معروض جز با عالم انديشه و ذهن قابل توجيه نخواهد بود.
اصالت وجود و يك دگرگونى در جهات سهگانه
آنچه تاكنون دربارۀ ضرورت، امكان و امتناع مورد بحث و گفتوگو قرار گرفت، براساس طرز تلقى و نوع برداشتى است كه جمهور حكماى اسلامى، بدون توجه دقيق به مسئلۀ بنيادى اصالت وجود، از اينگونه مفاهيم داشتهاند، تا جايى كه مىبينيم حتى برخى از حكماى بعد از صدر المتألّهين به نقش عظيم و اساسى اصالت وجود در اينگونه مسائل توجه كامل نكردهاند و راه متعارف جمهور را در طرح و بررسى اين معانى ادامه دادهاند.
در حالى كه اگر مسئلۀ اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت مورد توجه كامل قرار گيرد و كيفيت ارتباط آن با ساير مسائل معلوم شود، نوع برداشت و طرز تلقى نسبت به ضرورت، امكان و امتناع بهگونهاى ديگر خواهد بود.
پر واضح است كه پيش از صدر المتألّهين، مسئلۀ اصالت وجود به عنوان يك مبحث بنيادى و مستقل مطرح نشده بود؛ اگرچه معنى و محتواى آن مورد توجه برخى از بزرگان انديشه واقع شده بود. بنابراين اگر نقش تعيينكنندۀ اين اصل زيربنايى در مورد ساير مسائل فلسفى مورد بررسى قرار نگرفته است، جاى هيچگونه شگفتى نيست. شگفت اينجا است كه بعد از طرح اين اصل اساسى، به وسيلۀ فيلسوف بزرگ صدر الدّين شيرازى، هنوز هم كيفيت ارتباط آن با ساير مسائل آنگونه كه شايستۀ يك بررسى كامل و تمامعيار است، انجام نگرفته است. شايد يكى از علتهاى اين رويداد تاريخى اين باشد كه مسئلۀ اصالت وجود با مسئلۀ وحدت وجود همانند دو نوزادى هستند كه از يك پستان شير مىنوشند. اين واقعيت نيز به خوبى آشكار است كه مسئلۀ وحدت وجود از نظر فقهاى حاكم و متشرعين تابع، سخت محكوم و مطرود بوده است. در هرصورت اصل اساسى اصالت وجود، طرز تفكر حكما و متكلمين را دربارۀ جهات سهگانۀ ضرورت، امكان و امتناع با يك دگرگونى بنيادى روبرو مىسازد.
سير تحولى و تاريخى در مسئلۀ جهات سهگانه
اكنون بىمناسبت نيست به سير تحولى و تاريخى جهات سهگانه در فلسفه و كلام اسلامى، براساس آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، اشارهاى شود تا زمينه براى مبحث