قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٥٣ - سير تحولى و تاريخى در مسئل١٧٢٨ جهات سهگانه
مخصوصى خواص واجب را به دست آوردند، ثابت كردند كه اگر واجب الوجودى داشته باشيم، ممكن نيست كه آن واجب الوجود مانند ساير اشياء، مركب باشد از ماهيتى و وجودى؛ بلكه واجب الوجود بايد وجود محض و هويت صرف باشد. و ازاينرو تعريف واجب الوجود «به ماهيتى كه موجوديت از حاقّ ذاتش انتزاع مىشود» نيز صحيح نيست؛ بلكه تعريف صحيح واجب الوجود اين است: حقيقتى كه وجود صرف است و قائم به ذات خويش مىباشد.
مطابق نظريۀ اين عده از فلاسفه دو نظريۀ بالا در مقام بيان منشأ ضرورت و امكان و امتناع، كه هريك از اين سه خاصيت ماهيتى از ماهيات مىدانستند، غلط است. زيرا چنانكه ديديم، وجوب ذاتى نمىتواند خاصيت ماهيتى از ماهيات باشد؛ بلكه اگر وجوب ذاتى داشته باشيم؛ يعنى اگر واجب الوجود بالذّاتى داشته باشيم كه وجوب خاصيت ذاتى اوست، او بايد وجود محض و هويت صرف (بلا ماهيت) بوده باشد ١.
اين مسئله در كتاب شرح تجريد قوشچى كه متن آن از خواجه نصير الدين طوسى است، چنين آمده است:
و قد تؤخذ تلك الثّلثة بحسب الذّات فتكون القسمة حقيقيّة، و ذلك لأنّ نسبة كلّ محمول سواء كان وجودا أو غيره إلى موضوعه لا يخلو ذات الموضوع إمّا أن يقتضى تلك النّسبة أوّلا، و على الثّانى إمّا أن يقتضى نقيض تلك النّسبة أولا و الأوّل هو الوجوب و الثانى هو الإمتناع و الثّالث هو الإمكان ٢.
در جاى ديگر از همين كتاب چنين آمده است:
. . . قسمة الذّات إلى الأقسام الثّلثة الواجب و الممكن و الممتنع قسمة حقيقيّة لا مخرج منها لأنّ الذّات إمّا أن يقتضى الوجود أو العدم أو لا هذا و لا ذاك. . . ٣.
همانگونه كه در اين عبارت مىبينيم، جهات سهگانه؛ يعنى ضرورت، امكان و امتناع، از خواص ماهيت و ذات اشياء به شمار آمدهاند. به اين ترتيب كه گفته شده است اگر ماهيت در حدّ ذات خويش مقتضى وجود باشد، آن را «واجب الوجود» خوانند؛ و اگر مقتضى عدم و نيستى باشد، آن را «ممتنع الوجود» نامند؛ ولى اگر در حدّ ذات نه مقتضى وجود باشد و نه مقتضى عدم، ناچار آن را «ممكن الوجود» مىخوانند.
[١] اصول فلسفه و روش رئاليسم.٥ جلد. ج ٣. ص ٧٥.
[٢] شرح تجريد قوشچى. مطبوع در حاشيه كتاب شرح مواقف عضد الدين ايجى. ج ٢. ص ٧١.
[٣] همان. ص ٧٢.