قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٣٥ - المادة فى كل شىء مأخوذة على وجه الابهام و القوة
المادّة فى كلّ شىء مأخوذة على وجه الإبهام و القوّة لا على
وجه التحصّل و الفعليّة
مادۀ هرشىء در اين جهان هنگامى مىتواند ماده به شمار آيد كه داراى نوعى ابهام باشد. ابهام ماده چيزى جز بالقوّه بودن و آمادگى جهت پذيرش فعليتها نمىباشد.
ماده، از آن جهت كه ماده است، داراى هيچگونه تحصّل و فعليت نمىباشد؛ زيرا آنچه داراى فعليت و تحصّل است، ناچار در زمرۀ يكى از صور فعليه قرار مىگيرد.
هيچ موجودى در اين جهان به گونهاى دفعى و بدون آمادگى سابق موجود نمىگردد.
حدوث هرپديده از پديدههاى بىپايان اين جهان، از نوعى آمادگى سابق حكايت مىكند. اين آمادگى و بالقوّه بودن كه پيش از پيدايش هرپديده لازم و ضرورى مىباشد، بدون وجود يك حامل امكان تحقق نمىيابد. آنچه مىتواند حامل اين آمادگى و بالقوّه بودن نسبت به پديدههاى بىپايان جهان باشد، چيزى جز ماده نمىباشد. به اين ترتيب مىتوان گفت «مادۀ هرشىء عبارت است از حامل قوّه همان شىء» . اين جمله را مىتوان به عنوان يك تعريف در مورد معنى ماده به كار گرفت. آنچه از اين تعريف مستفاد مىشود، ماده به معنى عام كلمه مىباشد.
حاج ملاّ هادى سبزوارى نيز همين تعريف را در مورد معنى عام ماده به كار برده و مىگويد: «حامل قوة لشىء عنصره ١» حامل قوّه هرشىء ماده يا عنصر آن به شمار مىآيد. سبزوارى پس از ذكر تعريف ماده، اقسام گونهگون آن را مورد بحث و بررسى قرار داده و هريك از موارد را با ذكر مثال روشن كرده است. ذكر همۀ اقسام ماده از گنجايش اين مختصر بيرون است.
آنچه لازم است در اينجا مورد بحث و بررسى قرار گيرد؛ اين است كه وقتى گفته
[١] شرح منظومه، ص ١٢٤.