قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٨٥ - الاسم هو عين المسمّى باعتبار الهوية و الوجود
الإسم هو عين المسمّى بإعتبار الهويّة و الوجود
بزرگان اهل تحقيق بر اين عقيدهاند كه اسم از نظر هستى و هويت خود، چيزى جز وجود مسمّا نيست؛ ولى از جهت مفهوم و معنى هميشه اسم را چيزى غير از مسمّا به شمار آوردهاند. اين مسئله كه آيا اسم چيست و مسمّا كدام است، از ديرباز بين متكلمين مورد بحث و گفتوگوى بسيار بوده است. رابطۀ اسم با مسمّا و همچنين صفت با موصوف، از جملۀ مسائلى است كه بين معتزله و اشاعره بحثهاى گستردهاى را به وجود آورده است. ماجراى اين مناقشه و مشاجره بين گروههاى درگير در اين مسئله، اگرچه گاهى بسيار جالب و دلپسند است، ولى نقل همۀ اقوال و عقايد در اين مختصر نمىگنجد.
از جملۀ كسانى كه اين مسئله را به تفصيل مورد بحث قرار داده، فخر الدين محمد بن عمر معروف به خطيب رازى است. او كتابى تحت عنوان لوامع البيّنات فى شرح أسماء اللّه تعالى و الصفات دارد كه در اين كتاب اقوال و عقايد اشاعره و معتزله و رد و ايرادهايى كه بين آنان ردوبدل شده، به تفصيل مورد ارزيابى قرار داده است.
در مورد تفاوت ميان اسم و صفت، متكلمين عقيدهاى ابراز كردهاند كه بسيارى از بزرگان اهل تحقيق آن را نپذيرفتهاند. متكلمين مىگويند اگر ماهيت يك شىء من حيث هى و بدون ملاحظۀ هرگونه صفت مورد توجه واقع شود، آن را «اسم» مىنامند؛ ولى اگر ماهيت شىء از جهت يك وصف خاص و خصلت ويژه مورد ملاحظه قرار گيرد، آن را «صفت» مىخوانند. عين عبارت خطيب رازى در اين باب چنين آمده است:
ثمّ إنّ المتكلّمين خصّصوا لفظ الإسم ببعض أقسام هذا القسم و ذلك لأنّ كلّ ماهيّة فإمّا أن تعتبر من حيث هى هى أو من حيث إنّها موصوفة بصفة معينة، فالأوّل هو الإسم و الثّانى هو الصّفة، فالسّماء و الأرض و الرّجل و الجدار أسماء، و الخالق و الرّزاق و الطّويل و القصير صفات، و هذا هو الفرق بين الإسم و