قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٣٩ - اقوال سهگانه
در اينجا سنت تجربى و استقرايى، از نو براى جوانان زنده شد. پراگماتيسم نام جديدى بر طريقۀ كهنى از انديشه گشت و رأى بيكن را تأييد كرد كه مىگفت «قانونى كه اثر عملى آن بيشتر باشد، در عالم نظر درستتر است.» ضمنا پراگماتيسم فلسفۀ سودجويى بنتام را نيز قوت بخشيد كه مىگفت «سود ميزان همهچيز است» . شايد بهتر باشد، بگوييم حقيقت گنبدى است از شيشههاى رنگارنگ كه از هرگوشۀ آن تركيبى دگرگون از رنگها ديده مىشود و شايد هم مخرج مشترك اشتباهات انسانى باشد. ١
اقوال سهگانه
با توجه به آنچه گذشت، اين نتيجه به دست مىآيد كه تاريخ پرماجراى فلسفه همواره صحنۀ برخورد و مشاجره بين اصحاب اصالت عقل و اصحاب اصالت تجربه بوده است.
شايد بتوان اقوالى را كه در اين زمينه اظهار شده است، به سه مذهب اصلى بازگرداند: يكى مذهب «اصالت تجربه» دوم مذهب «اصالت عقل» كه اين دو باهم نسبت «وضع» و «وضع مقابل» دارند. سوم نظريهاى كه نسبت به آن دو مذهب در حكم «وضع مجامع» است و آن را على السويه با يكى از دو عنوان «مذهب اصالت عقل تجربى» يا «مذهب اصالت تجربۀ عقلى» ياد مىتوان كرد.
در مورد مذهب نخست مىتوان گفت به موجب مذهب اصالت تجربه (وضع) ، اصول عقلى مكتسب و حاصل از تجربه، يعنى نتيجۀ عمل قواى حسى است. بنابراين، وجود آنها از براى ما به نحو غير اوّلى و ماتأخّر ٢حصول پيدا مىكند نه به نحو اوّلى و ما تقدّم ٣. بنابراين، تقدير، اعتبار اصول مطلق نيست، بلكه نسبى است؛ يعنى وابسته و منوط به تجربۀ ما است و بنابراين، ملاك صدق و مناط اعتبار آنها همان نفس تجربه است نه امرى وراى تجربه و زايد بر آن.
در مورد مذهب دوم گفته مىشود بنا بر مذهب اصالت عقل (وضع مقابل) ، اصول عقلى به هيچوجه مكتسب و حاصل از تجربه نيست و تجربه نه موجب ثبوت آنها بلكه تنها در حكم علت معدّه از براى حصول علم ما به آنها تواند بود. به عبارت ديگر تجربه تنها مىتواند ما را به اين امر اعداد كند. يعنى مىتواند براى ما در محل و موقع آن قرار
[١] ويل دورانت، لذات فلسفه، ترجمۀ عباس زرياب خويى، ص ١٨-١٩ و ٢١-٢٢.
[٢] . iroiretsoP A .
[٣] . iroirP A .