قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨١٢ - ان ما بالفعل دائما اقدم ممّا بالقوة
إنّ ما بالفعل دائما أقدم ممّا بالقوّة
مسئلۀ قوّه و فعل يكى از مسائل اساسى و پرماجرا در فلسفۀ اولى به شمار مىآيد. در باب تقدّم و تأخّر يا سابق و لاحق بودن هريك از قوّه و فعل، سخن بسيار گفته شده است.
شيخ الرّئيس ابو على سينا در كتاب شفا اين مسئله را به تفصيل مورد بحث و بررسى قرار داده است.
صدر المتألّهين نيز بحث از تقدّم و تأخّر قوّه و فعل را از جملۀ مباحث بسيار مهم در فلسفه دانسته و اهميت طرح اين مسئله را در فلسفۀ اولى به چهار دليل اثبات كرده است كه به ترتيب عبارتند از:
١. جاى هيچگونه ترديد نيست كه حالت بالقوّه بودن در يك شىء نسبت به فعليت آن همواره نوعى از عدم به شمار مىآيد؛ همانگونه كه فعليت در يك شىء نسبت به قوّه آن، چيزى جز نوعى از هستى نمىباشد. اكنون اگر قوّه و فعل را بتوان نوعى از نيستى و هستى به شمار آورد، به آسانى مىتوان گفت مسئلۀ قوّه و فعل بايد در علم كلى يا فلسفۀ اولى مورد بحث و بررسى واقع شود؛ زيرا مسائل وجود را تنها در علم كلى مىتوان مورد بحث و بررسى قرار داد.
٢. بالقوّه بودن در يك شىء همواره نقش ماده يا هيولاى اولى را ايفاء مىنمايد؛ همانگونه كه بالفعل بودن يك شىء، چيزى جز صورت فعليۀ آن نيست. به اين ترتيب مىتوان گفت مسئلۀ قوّه و فعل چيز ديگرى جز همان مبحث ماده و صورت به شمار نمىآيد.
٣. بالقوّه بودن در يك شىء همانند حالت امكان است كه از لوازم ماهيت به شمار مىآيد؛ همانگونه كه بالفعل بودن يك شىء همانند وجوب و ضرورت آن است. اگر قوّه و فعل را به توان همانند امكان و وجوب به شمار آورد، به آسانى مىتوان گفت