قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٩٥ - ليس لفعل الحق تبارك و تعالى لمّية غير ذاته
ليس لفعل الحقّ تبارك و تعالى لمّية غير ذاته
هرگونه فعلى كه براساس اختيار از فاعل صادر گردد، ناچار داراى مرجّحى است كه آن را غايت يا غرض مىنامند. براساس يك سلسله براهين محكم و استوار، افعال خداوند متعال از روى اراده و اختيار صادر مىشوند. نتيجۀ اين دو مقدمه در يك نظم قياسى چيزى جز اين نيست كه افعال خداوند تبارك و تعالى بدون غايت يا غرض تحقق نمىپذيرد.
در باب غايت و غرض سخن بسيار گفته شده است. علت غايى را يكى از علل چهارگانه به شمار آوردهاند كه در ايجاد فعل نقش تعيينكننده را به عهده دارد. ولى آنچه در ميان متكلمين اسلامى سخت مورد گفتوگو واقع شده، اين مسئله است كه غرض يا غايت در فعل خداوند متعال چگونه مىتواند قابل توجيه واقع شود؟ بسيارى از متكلمين وجود غرض را در فعل خداوند تبارك و تعالى انكار كردهاند. اين انكار در قالب يك جملۀ كوتاه و به صورت يك سخن معروف در بسيارى از آثار متكلمين ديده مىشود:
«أفعال اللّه لا يعلّل بالأغراض» .
امام فخر رازى يك فصل از كتاب مباحث المشرقيه را به اين مسئله اختصاص داده است كه هرگاه كسى از روى انگيزه و غرض كارى را انجام دهد، ناچار آن شخص ناقص و ناتمام خواهد بود. وى براى اثبات اين مدعا برهان اقامه كرده است.
برهان امام رازى در اين باب به اين ترتيب است كه گفته مىشود: كسى كه براساس يك انگيزه و غرض كارى را انجام مىدهد، از اين دو حالت نمىتواند بيرون باشد كه:
١. وجود فعل و عدم آن در نظر فاعل يكسان است.
٢. وجود فعل و عدم آن در نظر فاعل يكسان نيست.
در صورت نخست كه وجود و عدم فعل در نظر فاعل يكسان نمايد، به هيچوجه