قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٦٦ - صدر المتألهين و جمهور حكما
گذشت هرموجودى در اين جهان داراى مرحلۀ مخصوص از زمان است كه مرتبۀ وجودى و نوع هستى آن را تشكيل مىدهد. بنابراين، نحوۀ هستى هرشيئى در عالم، همان محدودۀ زمانى آن است و اين نه معنى ازليت است و نه معنى ابديت.
تذكر يك نكته در اينجا ضرورى به نظر مىرسد و آن نكته عبارت از اين است كه آنچه در باب قاعدۀ هيچ موجودى معدوم و هيچ معدومى موجود نمىشود، در اينجا ذكر شد با آنچه لاوازيه شيميست معروف گفته است تفاوت دارد. لاوازيه اين قاعده را از نظر علمى مورد مطالعه قرار داده است، در حالى كه در اينجا به عنوان يك اصل فلسفى مورد بررسى واقع مىشود. مقصود لاوازيه از بقاى موجود چيزى جز بقاى ماده نيست؛ در حالى كه مفهوم موجود در اين رساله در انحصار مفهوم ماده قرار نگرفته است.
صدر المتألّهين و جمهور حكما
با توجه به آنچه در باب مواد سهگانه ضرورت، امكان و امتناع گذشت، طرز تفكر حكما و متكلمين و نوع برداشت آنان از اين مسئله تا حدودى معلوم شد. اين مسئله نيز به روشنى معلوم شد كه اصل اساسى اصالت وجود، كه محصول انديشۀ خلاّق صدر الدّين شيرازى است، اين مسئله را مانند بسيارى مسائل ديگر با يك دگرگونى بنيادى روبرو ساخته است. مواد سهگانۀ ضرورت، امكان، امتناع در بيشتر آثار حكما و متكلمين تحت عنوان اعتبارات ماهيت ذكر شده است. در حالى كه با توجه به اصل اساسى اصالت وجود، ضرورت و امتناع را نبايد از اعتبارات ماهيت به شمار آورد. زيرا همانگونه كه گذشت، ضرورت، خصلت وجود و شأن هستى است؛ كما اينكه امتناع، خصلت عدم و شأن نيستى است. به اين ترتيب آنچه مىتوان آن را از اعتبارات ماهيت به شمار آورد، امكان ذاتى است كه آن را «ليسيّت ذاتيه» نيز خواندهاند. اين مسئله نيز به روشنى معلوم شد كه امكان ذاتى در باب ماهيات با آنچه صدر الدّين شيرازى آن را امكان فقرى در باب وجود خوانده، متفاوت است. شگفت اينجا است كه در آثار خود صدر الدّين شيرازى، كه اصل اساسى اصالت وجود را پىافكنده است، احيانا مواد سهگانۀ ضرورت، امكان و امتناع، تحت عنوان اعتبارات ماهيت ذكر شده است، ولى دليل اين امر را در كلمات خود صدر المتألّهين مىتوان يافت. وى در برخى آثار خويش گفته است هنگام طرح بعضى از مسائل مهم فلسفى در آغاز با جمهور حكما و متفكرين همآهنگ است؛ ولى سرانجام راه مخصوص خود را پيموده و از جمهور حكما جدا مىگردد.