قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٥٠ - كل معلول فهو مركب فى طبعه من جهتين جهة بها يشا به الفاعل
كلّ معلول فهو مركّب فى طبعه من جهتين جهة بها يشابه الفاعل و
يحاكيه، وجهة بها يباينه و ينافيه
هريك از موجودات عالم، به عنوان يك معلول داراى دو جهت است: از يك جهت همانند فاعل خويش است و پيوسته از آن حكايت مىكند؛ از جهت ديگر چيزى است كه مخالف و مباين فاعل خود به شمار مىآيد. دليل اين امر آن است كه اگر يك موجود از هر جهت همانند فاعل خويش باشد، لازمۀ آن اين خواهد بود كه ميان علت و معلول هيچگونه تفاوت وجود نداشته باشد، و در اين صورت مسئلۀ صدور بىمعنى خواهد بود.
همانگونه كه اگر يك موجود از هرجهت مخالف و مباين فاعل خويش به شمار آيد، لازمۀ آن اين خواهد بود كه علت با معلول خود متناقض باشد. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه نقيض يك شىء به هيچوجه نمىتواند معلول آن واقع شود؛ زيرا بين دو موجود متناقض پيوسته تمانع و تفرقه حاكم است.
به اين ترتيب، مىتوان گفت موجود معلول همواره داراى دو جهت است: از يك جهت متوجّه فاعل و نشان دهندۀ آن است؛ و از جهت ديگر، متوجّه خويش و در تنگناى دايرۀ ذات خود محدود مىباشد. از آن جهت كه متوجّه فاعل خويش است «وجود» به شمار مىآيد، و از آن جهت كه متوجّه خويش است چيزى جز «ماهيت» نمىباشد.
جهت وجود يك موجود را «جهت نورانى» و جهت ماهيت آن را «جهت ظلمانى» گفتهاند.
نسبت يك معلول به فاعل خويش همانند نسبت سايه به روشنايى است. سايه از جهت اينكه روشن است، همانند نور است و روشنايى را نشان مىدهد؛ ولى از جهت اينكه به نوعى از ظلمت آلوده است، متناقض با نور مىباشد و از تاريكى حكايت مىكند. همانگونه كه جهت تاريك و ظلمانى يك سايه را به هيچوجه نمىتوان به وجود