قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٠٠ - الانقلاب لا يكون دفعيا
الإنقلاب لا يكون دفعيّا
تغيير و دگرگونى از جملۀ امورى به شمار مىآيد كه هيچكس نمىتواند هستى آن را در جهان مورد انكار قرار دهد. دگرگونى چيزى است كه بدون ترديد از لوازم وجود حركت به شمار مىآيد. در مورد تعريف حركت و تعيين ماهيت آن سخن بسيار گفته شده است.
برخى از حكما حركت را تنها يك مقولۀ عرضى به شمار آوردهاند و در مقابل، بسيارى از حكماى اهل تحقيق به اين نتيجه رسيدهاند كه حركت نحوهاى از وجود و گونهاى از هستى است كه اشياء مىتوانند به وسيلۀ آن از مرحلۀ قوّه به مقام فعليت خويش درآيند.
در ميان فلاسفۀ باستان كسانى بودهاند كه كوشش كردهاند با القاى چند شبهه، وجود حركت را مورد ترديد قرار دهند. ولى، همانگونه كه ذكر شد، اصل تغيير يا دگرگونى كه از لوازم حركت به شمار مىآيد، به هيچوجه قابل انكار نمىباشد. اصل تغيير يا تدريج از جملۀ امورى است كه با كمك و اعانت حواس مىتوان آن را از معانى بديهى به شمار آورد.
بسيارى از حكماى پيش از صدر المتألّهين، اصل تغيير و دگرگونى را تنها در مورد عوارض يك شىء صادق مىدانستند؛ ولى با كشف و ابداع اصل حركت در جوهر اين مسئله به اثبات رسيد كه همۀ اشياء مادى هم در جوهر و ذات خويش دگرگونى مىشوند و هم در عوارض خويش تغيير مىپذيرند. اصل تغيير و دگرگون شدن را به اين دو قسم متمايز تقسيم كردهاند:
١. تغيير تدريجى و پىدرپى
٢. تغيير دفعى و ناگهانى
تغيير تدريجى و پىدرپى، كه پيوسته اشياء به وسيلۀ آن از مرحلۀ قوّه به مقام فعليت خويش در مىآيند چيزى جز اصل حركت نيست. به اين ترتيب بايد گفت حركت عبارت