قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٠٦ - الفاعل للحركة القسرية طبيعة الجسم المقسور
الفاعل للحركة القسريّة طبيعة الجسم المقسور
آنچه مىتواند نسبت به يك حركت قسرى فاعل به شمار آيد، چيزى جز طبيعت مقسور نيست. حكما حركت را به انواع گونهگون تقسيم كرده و حركت قسرى را يكى از اقسام آن به شمار آوردهاند. حركت قسرى در موردى مىتواند صادق باشد كه يك جسم تحت تأثير نيروى بيگانه و برخلاف مقتضاى طبيعت اصلى خود به سويى رانده شود. مثلا يك درخت برحسب رشد طبيعى خود، معمولا به سوى بالا در حال تكامل است. اكنون اگر در اثر وزيدن بادهاى مخالف، يك درخت گاهى از شمال به سوى جنوب و گاهى از جنوب به سوى شمال متحرك گردد، ناچار بايد گفت حركت آن به سوى شمال يا جنوب يك حركت قسرى به شمار مىآيد.
قدما براى اثبات حركت قسرى معمولا به ذكر يك مثال متوسل شده و آن را در آثار خويش آورده و گفتهاند هرگاه يك جسم را با يك نيروى قاهر و قاسر به سوى بالا پرتاب كنيم، مادام كه آن جسم تحت تأثير نيروى قاسر قرار گرفته باشد، حركت خود را به سوى بالا ادامه مىدهد؛ ولى به مجرد اينكه از زير سيطرۀ نيروى قاسر بيرون رفت، حركت قسرى و صعودى آن پايان يافته و به زمين بازمىگردد. مقصود قدما از ذكر اين مثال، اين بوده است كه به علت مركز بودن زمين، همۀ اجسام برحسب طبيعت اصلى خود ميل به مركز دارند. بنابراين، هرگاه يك جسم برخلاف طبيعت اصلى خود و تحت تأثير يك نيروى بيگانه به سوى بالا افكنده شود، ناچار حركت آن يك حركت قسرى به شمار مىآيد. جاى هيچگونه ترديد نيست كه قدما براساس هيئت بطلميوسى، كه زمين را مركز جهان مىپنداشتهاند، اين مثال را در آثار خويش جهت اثبات حركت قسرى ذكر كردهاند؛ ولى پس از اثبات جاذبۀ عمومى، ديگر نمىتوان به اينگونه مثالها جهت اثبات حركت قسرى تمسّك نمود.