قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٥٣ - برهان سوم
خويش، چيزى جز خودآگاهى نمىباشد.
برهان سوم
آگاهى نفس ناطقه نسبت به ذات خويش هرگز از طريق صفات زائد بر ذات حاصل
نمىگردد؛
زيرا آگاهى نفس ناطقه نسبت به ذات خويش هنگامى مىتواند از طريق صفات صورت تحقق پذيرد كه رابطۀ ميان ذات و صفات براى نفس ناطقه معلوم و آشكار باشد. اين مطلب نيز بسيار روشن است كه وقتى رابطۀ ميان ذات و صفات براى نفس ناطقه معلوم باشد، نفس ناطقه پيش از آنكه از وجود صفات آگاهى يابد، نسبت به ذات خويش واقف است. واقف بودن نسبت به ذات خويش چيزى جز خودآگاهى ذاتى نمىباشد. اگر كسى اين برهان را با برهان اول و دوم مقايسه كند، ناچار بايد اعتراف كند كه دايرۀ اين برهان گستردهتر و درجۀ شمولش بيشتر از دو برهان گذشته است؛ زيرا در برهان اول و دوم، اساس استدلال اين بود كه آگاهى نفس ناطقه نسبت به ذات خويش هرگز از طريق علم به مثال خويش حاصل نمىگردد؛ ولى در برهان سوم، اساس استدلال اين است كه آگاهى نفس ناطقه نسبت به ذات خويش از طريق هرگونه صفت زائد امكانپذير نمىباشد. به اين ترتيب بايد گفت نسبت ميان برهان سوم و دو برهان گذشته نسبت عام و خاص به شمار مىآيد.
شارح كتاب حكمة الاشراق براهين سهگانۀ مصنف را به شرح و تفصيل آورده ولى در پايان، آنها را براهين اقناعى ناميده است. صدر المتألّهين شيرازى نيز در تعليقهاى كه بر همين كتاب به رشته تحرير آورده، براهين سهروردى را مورد ارزيابى قرار داده است.
وى بر اين عقيده است كه برخى از مقدمات در براهين شيخ مقتول از اعتبار منطقى برخوردار نيست؛ ولى در عين حال از سخن شارح و نوع داورى وى نيز خرسند نيست.
صدر المتألّهين در مورد اين سخن شارح، كه براهين سهروردى را اقناعى خوانده، اظهار شگفتى مىكند و مىافزايد براهين سهگانه را به هيچوجه نمىتوان براهين اقناعى به شمار آورد. ما ايرادهايى را كه او در مورد برخى از مقدمات اين براهين وارد ساخته، در اينجا نمىآوريم؛ زيرا ذكر آنها موجب تطويل مىشود و اين مختصر را گنجايش آن نمىباشد.
آنچه لازم است در اينجا ذكر شود، تعليقهاى است كه ملاّ صدرا در همين كتاب جهت توضيح كلام سهروردى به رشتۀ تحرير آورده است. عبارت وى چنين است:
كلّ من أدرك ذاته على وجه لا يحتمل الشّركة، فادراكه لذاته عين ذاته الشّخصيّة