قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨٤٠ - آيا يك شىء مىتواند قسيم براى قسم خود واقع شود؟
حكما به چهار قسم تقسيم شده كه به ترتيب عبارتند از:
١. تقابل تناقض
٢. تقابل تضاد
٣. تقابل عدم و ملكه
٤. تقابل تضايف
آنچه اكنون در اينجا مورد بحث و گفتوگو است، قسم چهارم يعنى «تقابل تضايف» است. تقابل تضايف عبارت است از يك نوع نسبت مكرّر كه ميان دو امر وجودى متحقق است، به گونهاى كه هيچيك از آن دو امر بدون ديگرى قابل تعقل نيست. بهطور مثال گفته مىشود نسبت ميان پدر و پسر يك اضافه است. تقابل ميان پدر بودن و پسر بودن نيز يك تقابل تضايف به شمار مىآيد، تعقل معنى پدر بودن بدون در نظر گرفتن معنى پسر، امكانپذير نمىباشد؛ همانگونه كه تعقل معنى پسر بودن نيز بدون در نظر گرفتن معنى پدر به هيچوجه امكانپذير نيست.
به اين ترتيب، مىتوان گفت حقيقت تضايف را نسبت مكرّر ميان دو امر متضايف تشكيل مىدهد. هنگامى كه شخص اين حقيقت را دريابد كه حقيقت تضايف چيزى جز نسبت مكرّر ميان دو امر متضايف نمىباشد، به اين حقيقت نيز اعتراف خواهد كرد كه دو امر متضايف همواره نسبت به يكديگر عديل و همانند به شمار مىآيند. وقتى دو امر نسبت به يكديگر عديل و همانند باشند، در قوّه و فعل و هستى و نيستى نيز عديل و همانند خواهند بود؛ زيرا مكرّر بودن نسبت ميان دو امر بدون اينكه آنها عديل و همانند يكديگر باشند امكانپذير نيست. تكرار نسبت تنها در موردى مىتواند صادق باشد كه در تعقل هريك از دو امر متضايف تعقل امر ديگر نيز نهفته باشد. به همين جهت است كه اجتماع دو امر متضايف در يك شىء و از جهت واحد ممتنع و محال به شمار مىآيد، زيرا تكرار و دوران نسبت ميان يك شىء و خود آن شىء قابل تعقل نمىباشد.
آيا يك شىء مىتواند قسيم براى قسم خود واقع شود؟
با توجه به آنچه تاكنون در اينجا ذكر شد، اين مسئله به روشنى معلوم شد كه تقابل تضايف يكى از اقسام چهارگانۀ تقابل ذاتى به شمار مىآيد. برخى از ارباب انديشه اين تقسيم را مورد اشكال قرار داده و گفتهاند مطلق معنى تقابل، خود يكى از اقسام تضايف به شمار مىآيد؛ زيرا دو امر متقابل از آن جهت كه با يكديگر متقابلاند چيزى جز دو امر