قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٦٢ - زمان در هستى، زمان بيرون از هويت هستى نيست
خواهد بود. به اين ترتيب، هرگونه تصور انفكاك بين يك عدد و مرتبۀ آن، مساوى با عدم آن عدد است. براساس همين مطلب، جابهجا شدن اعداد نيز به هيچوجه امكانپذير نيست؛ يعنى اگر كسى تصور كند كه مىتوان عدد ٤ را بهطور مثال به جاى عدد ٥ قرار داد، تصورى واهى و بىاساس به خود راه داده است؛ زيرا عدد ٤ بهطور مثال چنان در جاى خود-كه همان مرتبۀ خويش است-قرار گرفته كه هرگونه تصور انتقال و جابهجا شدن مساوى با نبودن آن است؛ و به اين ترتيب، هرگونه نقل و انتقال و جابهجا شدن در نظام استوار اعداد به معنى اضمحلال و نابودى جهان بديع و مرتب اعداد است.
اكنون كه با ذكر اين دو مثال، مسئلۀ اتحاد و يگانگى در هويت بين مرتبۀ هرموجود با خود آن موجود تا حدودى روشن شد، باز مىگرديم به مراتب متفاوت و گونهگونۀ هستى در سلسلۀ طوليۀ وجود. در اينجا نيز خواهيم ديد، هرمرتبه از مراتب هستى عين آن هستى است و هيچگونه انفكاك و جدايى بين مرتبۀ وجود و خود آن وجود قابل تصور نيست و به اين ترتيب وحدت و هويت بين مرتبه و ذى المرتبه روشن مىگردد.
زمان در هستى، زمان بيرون از هويت هستى نيست
با توجه به آنچه در باب تشكيك و مراتب هستى گذشت، به روشنى معلوم مىشود نفس زمان نيز مشكك و داراى مراتب مختلف است؛ زيرا ملاك تقدّم و تأخّر و هرگونه اختلاف در مراحل زمان به هيچوجه بيرون از حقيقت زمان نيست. بلكه هرگونه اختلاف و تفاوت در حقيقت زمان، از درون خود زمان است، و هيچگونه منشأ ديگرى خارج از خود زمان ندارد. به عبارت ديگر مىتوان گفت ما به الاشتراك بين زمان گذشته و حال و يا آينده نيز چيزى جز خود حقيقت زمان نيست. البته اين مسئله نيز به خوبى آشكار است كه ملاك تشكيك در هرچيزى عبارت از اين است كه ما به الاشتراك در آن عين ما به الاختلاف بوده باشد. به اين ترتيب مىتوان گفت موجود ممتد بالذّات كه گستردگى و جريان مداوم هويت آن را تشكيل مىدهد، همواره مشكك و داراى مراتب طولى متفاوت است. مثلا تفاوت و اختلاف بين حركت تند و حركت كند، بيرون از هويت حركت نيست؛ يعنى منشأ اين اختلاف و تفاوت را به هيچوجه در خارج از حقيقت حركت نمىتوان پيدا كرد؛ زيرا همانگونه كه گذشت، ما به الاشتراك بين حركت سريع و حركت بطىء همان حقيقت حركت است؛ كما اينكه ما به الاختلاف بين حركت سريع و حركت بطىء نيز چيزى جز حقيقت حركت نيست. اگر كسى بگويد علت جدايى حركت كند از