قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٩٧ - خداوند متعال، فاعل مختار و بىنياز مطلق است
فعل به هيچوجه استكمال يا برتر شدن خويش نيست؛ بلكه غرض خداوند متعال از انجام فعل خويش كاملكردن ساير موجودات است. مقتضاى صفت وجود و بخشش نيز همين است كه يك فاعل هميشه در جهت تكميلكردن ساير موجودات عمل كند و به آنها سود رساند.
اگر كسى معنى غرض و غايت را به دقت مورد بررسى قرار دهد، به آسانى مىيابد كه اين پاسخ به هيچوجه مشكل را حل نكرده و پرسش نخست همچنان به قوت خود باقى مانده است؛ زيرا اگر غرض فاعل در فعل خويش استكمال غير و رساندن سود به ديگران است، غرض فاعل از تكميلكردن غير و رساندن سود به ديگران چيست؟
مرحوم حكيم هيدجى اين مسئله را به صورت يك بيت مطرح كرده و مىگويد:
غرض گر به غير است ايصال خير
چه حاجت ز ايصال خيرش به غير؟
به عبارت ديگر، اگر استكمال و عدم استكمال غير در نظر فاعل يكسان باشد، ناچار بايد گفت هيچگونه انگيزه جهت انجام فعل در فاعل وجود ندارد؛ ولى اگر استكمال و عدم استكمال غير در نظر فاعل يكسان نباشد، ناچار بايد گفت نسبت به استكمال غير انگيزهاى در فاعل وجود دارد كه بدون آن خود را ناقص و نارسا مىپندارد و در اين صورت چگونه مىتوان ادعا كرد فاعل مختار، كه از روى انگيزه و غرض كارى را انجام مىدهد، از هرجهت كامل و بىنياز از غير است؟
خداوند متعال، فاعل مختار و بىنياز مطلق است
برحسب يك قاعدۀ عقلى آنچه براى واجب الوجود در نظر عقل ممتنع نباشد، ناچار به نحو وجوب وجود خواهد داشت. آن قاعده به اين ترتيب است كه گفتهاند: «واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع الجهات» است. مقتضاى اين قاعده، سلب هرگونه جهت امكانى از ساحت مقدس ذات و صفات خداوند متعال است؛ يعنى همانگونه كه خداوند متعال در هستى خويش واجب الوجود است، در حيات و علم و اراده و ساير صفات كماليه نيز واجب مىباشد. وجوب اراده در مورد حق تبارك و تعالى نهتنها با اختيار وى منافات ندارد؛ بلكه موجب شدت اختيار و تأكيد در معنى آن نيز مىباشد؛ زيرا منشأ اراده و اختيار در مورد حق تبارك و تعالى چيز جز ذات پاك وى نيست. به همين جهت است كه براى فعل خداوند متعال هيچگونه دليل و برهانى جز ذات