قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٩٠ - الحد يقتنص بالتركيب
للذّات و بيان له فيجب أن يقوم الحدّ فى النّفس صورة معقولة مساوية للصّورة الموجودة بتمامها فحينئذ يعرض أن يتميّز أيضا المحدود. . . ١.
عقيدۀ ابن سينا در باب تعريف بر اين اصل استوار است كه به هيچوجه نبايد به ايجاز و اختصار پرداخت و اگر چيزى تمام حقيقت يك شىء را نشان ندهد، نبايد آن را حدّ تام به شمار آورد، اگرچه موجب تعيين و تشخيص آن شىء نسبت به ساير موجودات گردد.
زيرا مقصود و مراد از حدّ كامل تنها تعيين و تشخيص يك شىء از ساير موجودات نيست، بلكه مراد از يك حدّ كامل، نشان دادن تمام حقيقت يك شىء است. بسيار روشن و بديهى است كه اگر تمام حقيقت يك شىء معلوم شود، ناچار تعيّن و تشخّص آن نسبت به ساير موجودات نيز حاصل شده است. به اين ترتيب مىتوان گفت امتياز و تشخيص يك شىء از ساير موجودات، در باب حدّ كامل يك نتيجۀ فرعى است كه از طريق شناخت حقيقت يك شىء حاصل مىگردد؛ مگر اينكه گفته مىشود در برخى موارد آنچه مطلوب است، چيزى جز مجرد امتياز يك شىء و تشخيص آن از ساير موجودات نمىباشد. در اين صورت آوردن همۀ اجناس و فصول در يك تعريف لازم نيست، بلكه هرچيزى كه بتواند يك شىء را از ساير موجودات ممتاز و مشخّص نمايد، براى اين منظور كافى خواهد بود. بهطور مثال صفت ضاحك كه نسبت به انسان چيزى جز يك عرض نمىباشد، مىتواند براى اين منظور به كار گرفته شود؛ ولى اينگونه تعريف را هرگز نبايد به جاى يك حدّ تام به كار برد؛ زيرا به هيچوجه نشاندهندۀ حقيقت يك شىء نمىباشد. كسانى كه فايدۀ حدّ و تعريف را فقط در ممتاز و مشخّصكردن يك شىء از ساير موجودات به شمار مىآورند، به هيچوجه آوردن همۀ اجناس و فصول ذاتى را در تعريف يك شىء لازم نمىدانند. به همين جهت است كه اين جماعت در مقام تعريف اشياء به هرلفظى كه در برآوردن اين مقصود كافى باشد، اكتفا مىنمايند. در بيشتر اوقات نيز شرح الاسم يا تعريف لفظى را به جاى يك حدّ كامل به كار مىبرند؛ ولى از نظر بزرگان انديشه، فايدۀ يك تعريف به هيچوجه در ممتاز و مشخّصكردن يك شىء خلاصه و منحصر نمىگردد. زيرا همانگونه كه گذشت، تعريف يك شىء بايد نشان دهندۀ چهرۀ واقعى و ذاتى آن باشد. حاج ملاّ هادى سبزوارى در اينباره مىگويد:
إنّ الحدود حسب الوجود و الحصر فى التّمييز من ردود ٢
[١] النجاة. بخش منطق، ص ٧٩.
[٢] شرح منظومه، بخش منطق، ص ٤٣.