قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٦٨٣ - الحد لا يكتسب بالقسمة
بخشهاى گونهگون تقسيم مىنمايند و ديوارى محكم به گرد اين اقسام در جهان انديشه ترسيم مىكنند. سرانجام خود را در درون اين ديوار و ميان آن اقسام سرگرم ساخته و براى هميشه هرگونه راه ديگر و انديشۀ آخر را طرد و نفى مىسازند. دليل اين امر آن است كه با تقسيمبندى نخستين، يك چهارچوب مىآفرينند كه به آن سخت علاقهمند و پاىبند مىشوند و در اثر همين علاقهمندى همهچيز را در اين چهارچوب مورد بررسى قرار مىدهند. از پىآمدهاى ناگوار اين طريقه و اين نوع انديشه آن است كه بسيارى از امور، كه مىتواند بيرون از اين چهارچوب و خارج از اين تقسيمبندى مورد بررسى واقع شود، براى هميشه از نظر پيروان اين طريقه پنهان مىماند و سرانجام نتيجهاى جز يكسونگرى و تكساحتى بودن به بار نخواهد آورد. جاى هيچگونه ترديد نيست كه اين نوع اشكال و اينگونه پىآمدها در مواردى است كه تقسيمبندىهاى نخستين براساس يك تقسيمبندى عقلى انجام نپذيرد.
تقسيمبندى عقلى، كه آن را حصر عقلى نيز مىگويند، عبارت است از آنگونه تقسيم كه پيوسته بين نفى و اثبات داير است. اين مسئله بديهى است كه اگر امر يك شىء همواره داير باشد بين نفى و اثبات، ديگر براى آن شق سوم متصور نخواهد بود. زيرا بين هستى و نيستى هيچگونه واسطه معقول نيست. به اين ترتيب مىتوان گفت هرگونه تقسيمبندى كه براساس حصر عقلى انجام نپذيرد، نيازمند برهان خواهد بود؛ معنى اين سخن آن است كه برخى از تقسيمبندىها كه هيچ برهان محكمى ندارد و در عين حال زيربناى بسيارى از مسائل واقع مىشود، مىتواند كجانديشىهاى فراوان به دنبال داشته باشد. اينگونه تقسيمبندىها بيشتر در تاريخ مورد سوء استفاده واقع مىشود، بهطور مثال ديده مىشود، برخى از صاحبنظران در تاريخ فلسفه، تمام تاريخ فلسفه را به سه دوره تقسيم كرده و براى هردوره يك سلسله مشخصات و ويژگىهايى قائل شدهاند كه دورههاى ديگر فاقد آنها مىباشند. سخن اين گروه اين است كه مىگويند: تاريخ فلسفه با همۀ نشيب و فرازها و دگرگونىهاى خود به سه دوره تقسيم شده كه به ترتيب عبارتند از:
١. دورۀ فلسفۀ يونانى
٢. دورۀ قرون وسطى
٣. دورۀ فلسفۀ جديد