قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥١٩ - ادراك ذات چگونه است؟
ديگر است، بر آن بار گردد. ناگفته نماند كه در اين هنگام ذات شىء، معلوم من وجه است؛ يعنى مقام ذات از دريچۀ يك چهرۀ خاص قابل تصور است. در حالى كه هرگاه ذات شىء خودبهخود، بدون اينكه حالى از احوال، آلت ملاحظۀ آن واقع شود در تصور آيد، معلوم به كنه ذات محسوب مىگردد.
ادراك ذات چگونه است؟
در اينجا جاى يك پرسش باقى مىماند و آن عبارت است از اينكه آيا حقيقت يك شىء، بدون ملاحظۀ هيچ عنوان از عناوين خارجى مىتواند به كنه ذات معلوم واقع شود يا نه؟ به عبارت ديگر آيا وصول به ذات و نيل به حقيقت بدون عبور از مجراى صفات امكانپذير است يا نه؟ به بيان ديگر آيا ذات محض يا حقيقت ناب يك شىء در كجا متحقق است و چگونه مىتوان به آن دست يازيد؟
پاسخ اين پرسش بسيار مشكل است و در اين راه بايد سخت محتاط بود كه كوچكترين غفلت موجب غرور و تباهى انديشه مىگردد. حكيم بزرگ اسلامى مير سيد شريف جرجانى در كتاب كوچك كبرى، كه در فن منطق به رشتۀ تحرير آورده، چنين مىگويد:
بدان كه دانستن حقايق اشياء موجوده در خارج، چون انسان و فرس و مانند آن و تمييزكردن مابين اجناس و فصول اين حقايق و اعراض خاصه و عامۀ اينها، در غايت اشكال است؛ و اما دانستن مفهومات اصطلاحيه و تمييزكردن در ميان اجناس و اعراض عامه و ميان فصول و خواص آنها آسان است؛ چون مفهوم كلمه و اسم و فعل و معرب و مبنى و غير منصرف و مانند آن. ١
بسيارى از حكماى اسلامى به اين مسئله توجه كردهاند و هركدام به گونهاى آن را مطرح ساختهاند. حاجى سبزوارى در چند مورد به مناسبتهاى مختلف اين مطلب را عنوان كرده است؛ از جمله در باب اقسام «ما هو» در شيئيت ماهيت مىگويد: فصل، كه مميّز جوهرى و نشاندهندۀ ماهيت شىء است، به اين دو قسم تقسيم مىشود:
١. فصل حقيقى.
٢. فصل منطقى.
«فصل حقيقى» عبارت از صورت نوعيۀ يك شىء است. صورت نوعيۀ يك شىء
[١] منطق كبرى. ص ٦.