قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٣٩ - شك و يقين
زيرا كسى كه خود را در حصارى از يك حالت قطع و جزم بىاساس زندانى مىكند، هرگز باب تفكر آزاد و انديشۀ صحيح به روى وى گشوده نخواهد شد، به گونهاى كه شامۀ ادراكش براى هميشه از استشمام رايحۀ طربانگيز انديشههاى نو و تازگىهاى دانش بىنصيب خواهند ماند.
حركت انديشه، در طريق بىپايان خود از آنجا آغاز مىگردد كه سؤال مطرح مىشود؛ زيرا حركت انديشه پيوسته كوششى است براى پاسخ به پرسشها. سؤال هنگامى مطرح مىشود كه شك آغاز خودنمايى كند. و به اين ترتيب است كه مىبينيم در ميان جدال شك و يقين حركت انديشه آغاز مىگردد و راه پرنشيبوفراز خود را به سوى مقصد نهايى مىگشايد. عبور انديشه از راه پرپيچوخم خطا و صواب و ورود آن به صحنۀ پيكار حق و باطل جريان عظيم رودخانۀ سيال تاريخ بشريت را تشكيل مىدهد.
با توجه به آنچه گذشت، اين مسئله به خوبى روشن مىشود كه همان اندازه كه شك مطلق براى انديشۀ بشر زيانبار است، جزم و قطع بىاساس نيز مىتواند زيانبار و نابودكننده باشد. در وادى هولناك شك مطلق سرگردان بودن يا در تنگناى حصار قطع و جزم بىاساس براى هميشه زندانى بودن، دو مرحلۀ دردناك و دوزخى انديشۀ بشر است كه افراد بسيارى در اين دو پرتگاه سقوط كرده و نابود گشتهاند. سالك طريق صحيح تفكر و راهرو راستين انديشه، بايد چنان با جزم و احتياط اين راه دشوار را بپيمايد كه دامن خويش را به غبار تيره اين دو وادى تاريك نيالايد. پاسخ و پرسش وقفهناپذير در انديشه و جدال هميشگى شك و يقين، راه تفكر را به سوى مقصد هموار مىسازد.
توقف در تفكر چيزى جز مرگ انديشه نيست. پويايى گستاخانه و حركت خستگىناپذير، خصلت ذاتى انديشۀ آدمى است.
حركت انديشه از مقصد به سوى مبادى و بازگشت آن از مرحلۀ مبادى به سوى مقصد، در فلسفۀ اسلامى تعريف «تفكر» را تشكيل مىدهد. اين تعريف از تفكر در اين بيت چنين آمده است:
الفكر حركة إلى المبادى و من مبادى إلى المراد ١
حركت انديشه از مقصد به سوى مبادى و بازگشت آن از مرحلۀ مبادى به سوى مقصد يك سير استوار و منظم منطقى است كه مىتواند تفكر را از هرگونه انحراف به سوى
[١] اللئالى المنتظمة. ص ٨.