قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٠٣ - نسبت يا وجود رابط
به اين پرسش گفتهاند: اگرچه جهان خارج به هيچوجه ظرف وجود نسبت نيست، ولى بهطور قطع و يقين ظرف خود نسبت است؛ به عبارت ديگر نسبت، اگرچه در خارج موجود نيست، ولى خود امرى خارجى است. خارجى بودن نسبت به اين معنى نيست كه در خارج وجود دارد، بلكه به اين معنى است كه خارج ظرف خود نسبت است؛ همانطور كه وقتى گفته مىشود وجود يك امر خارجى است، معنى اين سخن آن نيست كه وجود در خارج وجود دارد؛ بلكه معنى آن اين است كه وجود عين خارج است.
به عبارت ديگر بايد گفت خارج، ظرف خود وجود است نه ظرف وجود براى وجود. عين اين تعبير در باب نسبت نيز صادق است؛ به اين صورت كه گفته مىشود خارج ظرف خود نسبت است نه ظرف وجود نسبت.
با توجه به آنچه در اينجا ذكر شد، به روشنى معلوم مىشود نسبت خارجى كه عبارت است از مفاد هليات مركبه يا مفاد كان ناقصه چيزى نيست جز نوعى از وجود كه آن را «وجود رابط» مىخوانند. همانگونه كه امر متحقق در هليات بسيطه يا مفاد كان تامه را «وجود نفسى» مىنامند.
«وجود رابط» عبارت است از نوعى از وجود كه همواره در غير است و هيچگاه در خود نيست؛ مانند معانى حرفيه كه پيوسته در غير معنى مىيابند. به طورى كه اگر معانى اسميه يا فعليه در عالم موجود نباشند، معانى حرفيه هرگز به جهان معانى راه نمىيابند.
به همين جهت است كه حروف در تركيب جمله نه مسند واقع مىشوند و نه مسند اليه؛ بلكه همواره در نقش رابط ظاهر مىشوند و كار نسبت يا اسناد را بر عهده مىگيرند.
در هرحال وجود رابط نوعى از وجود است كه همواره «فى غيره» بر آن اطلاق مىشود؛ به طورى كه هيچگونه استقلال و نفسيت در مورد آن نمىتوان تصوير كرد. به عبارت ديگر مىتوان گفت وجود رابط، وجودى است كه نه «فى نفسه» است و نه «لنفسه» و نه «بنفسه» ؛ ولى با اين همه، وجودى است واقعى و نفس الامرى كه ريشه در خارج دارد و همانگونه كه ذكر شد خارج، ظرف خود نسبت يا رابط است نه ظرف وجود آن. حاج ملاّهادى سبزوارى رحمة اللّه عليه در «حاشية منه» اين مطلب را در نهايت اختصار به اين صورت ذكر كرده است:
. . . مطابقة نسبتها لما فى الخارج أى النّسبة فى الخارج بأن يكون الخارج ظرفا