قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٥٠١ - ملاك صدق و كذب در قضايا
به هيچوجه بستگى به وجود خارجى عدد چهار ندارد. اما در مورد نسبت ميان نفس الامر و وجود ذهنى بايد از «عموم و خصوص من وجه» سخن به ميان آورد؛ زيرا نفس الامر با وجود ذهنى، همواره داراى يك مادۀ اجتماع و دو مادۀ افتراق مىباشند؛ و هرگاه بين دو شىء يك مادۀ اجتماع و دو مادۀ افتراق وجود داشته باشد، نسبت بين آن دو از نسبتهاى چهارگانه چيزى جز عموم و خصوص من وجه نخواهد بود.
مادۀ اجتماع بين نفس الامر و ذهنى را قضاياى صادقۀ نفس الامريه تشكيل مىدهند، مانند اينكه گفته شود «عدد چهار زوج است» . اين قضيه هم در نفس الامر صادق است و هم در ذهن؛ ولى مادۀ افتراق ذهنى از نفس الامر را قضاياى كاذبه تشكيل مىدهند. مانند اينكه گفته شود «عدد چهار فرد است» . در اين مثال حكم فرديت روى عدد چهار اگرچه در ذهن موجود است، ولى هرگز در نفس الامر صادق نيست. و بالأخره مادۀ افتراق نفس الامر از ذهنى را بايد در قضايايى كه در مورد حق تبارك و تعالى صدق مىكند، جستجو نمود؛ مانند اينكه مثلا گفته مىشود «واجب الوجود بالذّات واجب الوجود من جميع الجهات است» . اين قضيه اگرچه در نفس الامر صادق است، ولى هرگز آنچنانكه در نفس الامر است، نمىتواند در ذهن موجود باشد؛ زيرا وجود حق تبارك و تعالى خارجيت صرف و عينيت محض است و چيزى كه عين خارجيت است، هرگز در جهان ذهن نمىگنجد. چنانكه شاعر شيرين سخن گويد: «تو بزرگى و در آيينۀ كوچك ننمايى» .
با توجه به آنچه گذشت، نسبت ذهن و خارج، يا ذهنى و خارجى، نيز به روشنى معلوم مىگردد؛ زيرا نسبت بين ذهنى و خارجى درست همان نسبت بين ذهنى و نفس الامرى است.
يادآورى يك نكته در اينجا ضرورى به نظر مىرسد و آن نكته عبارت است از اينكه بين ذهن و موجود ذهنى هيچگونه تفاوتى وجود ندارد؛ زيرا موجود ذهنى مرتبهاى از مراتب وجود ذهن است؛ همانگونه كه بين خارج و موجود خارجى هيچگونه تفاوتى وجود ندارد؛ زيرا چنانكه در باب وجود ذهنى گذشت، موجود خارجى نيز چيزى نيست جز مرتبهاى از مراتب خارج. در باب نفس الامر و نفس الامرى نيز وضع به همين منوال است.
بنابراين، نبايد توهّم شود كه نسبت ميان جهان خارج و موجودات خارجى همانند نسبت ميان ظرف با مظروف است، كه اگر كسى چنين تصورى داشته باشد، سخت در