قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٧٦١ - الصورة فى كل شىء تمام حقيقته
الصّورة فى كلّ شىء تمام حقيقته
جاى هيچگونه ترديد نيست كه هريك از موجودات جسمانى در اين جهان از ماده و صورت، كه آنها را قوه و فعل نيز مىنامند، تشكيل يافته است. در اين ميان آنچه مىتواند نقش تعيينكننده را به عهده داشته باشد و حقيقت يك شىء را ترسيم نمايد، چيزى جز صورت فعليۀ آن نيست. به همين جهت است كه بزرگان اهل تحقيق گفتهاند: صورت فعليۀ يك موجود، تمام حقيقت آن به شمار مىآيد.
پيش از آنكه اين قاعده مورد بحث و بررسى واقع شود، لازم است معنى صورت فعليه و موارد اطلاق آن، اگرچه بهطور اجمال، مورد ارزيابى قرار گيرد. برخى از موارد اطلاق صورت را مىتوان ماهيت نوعيه و ماهيت جنسيه و همچنين ماهيت فصليه بهشمار آورد. چيزى كه هيولاى اولى يا مادة المواد جهان را تحصّل مىبخشد، «صورت فعليۀ» جسم ناميده مىشود. چون جسم مطلق پيوسته در ضمن نوعى از انواع تحقق پيدا مىكند؛ آنچه مىتواند اين نقش را ايفاء نمايد و جسم را در چهرۀ نوعى از انواع آشكار سازد، «صورت نوعيه» خوانده مىشود.
موارد گونهگون اطلاق كلمۀ صورت در آثار شيخ الرّئيس ابو على سينا به تفصيل مورد بررسى واقع شده است. صدر المتألّهين شيرازى نيز اين موارد را به مناسبتهاى مختلف مورد ارزيابى قرار داده و در اواخر مباحث جسم طبيعى به تفصيل آنها را ذكر كرده است.
اين قاعده كه صورت فعليۀ يك شىء تمام حقيقت آن به شمار مىآيد، در نظر صدر المتألّهين داراى ارزش و اهميت بسيار مىباشد؛ زيرا اين قاعده يكى از اصول يازدهگانهاى است كه وى براى اثبات معاد جسمانى در آثار خويش به كار برده است.
جاى هيچگونه ترديد نيست كه بدون اثبات اين قاعده، اثبات معاد جسمانى به هيچوجه امكانپذير نمىباشد. چگونگى اثبات معاد جسمانى و كيفيت مترتب بودن آن بر اين