قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٨١٦ - بالقوه صرفنظر از زمان بعد از بالفعل است
أنكساغورس و ذلك لأنّهم قالوا إنّ القوّة تكون قبل الفعل كما البذور و المنى و فى جميع ما يصنع الخ. . . . ١
همانگونه كه از عبارت شيخ الرّئيس ابو على سينا مستفاد مىگردد، گروهى از حكماى سلف بر اين عقيده بودهاند كه قوّه بهطور مطلق و از هرجهت بر فعل مقدم است. اكنون بايد اين مسئلۀ مورد بررسى دقيق قرار گيرد تا معلوم شود سخن اين جماعت تا چه اندازه مىتواند اعتبار داشته باشد.
جاى هيچگونه ترديد نيست كه اين سخن در مورد موجود مادى كه هم جزئى و هم فناپذير مىباشد مىتواند درست و معتبر باشد؛ زيرا در اينگونه امور آنچه بالقوّه است، هميشه سابق است و آنچه بالفعل است، پيوسته لاحق. بهطور مثال اگر رشد تكاملى و مراحل نمو يك گياه را در نظر آوريم، به روشنى مىتوان گفت تخمۀ آن گياه موجودى است كه بالقوّه مىتواند پس از پيدايش شرايط لازم يك گياه كامل گردد. به اين ترتيب مىتوان گفت پيدايش يك موجود در جهان طبيعت، همواره داراى دو مرحلۀ متمايز است: مرحلۀ نخست، مرحلۀ وجود بالقوّه آن را تشكيل مىدهد؛ و مرحلۀ دوم، مرحلۀ وجود بالفعل آن به شمار مىآيد. بدون ترديد مرحلۀ وجود بالقوّه يك شىء هميشه در زمان پيش از مرحلۀ وجود بالفعل آن تحقق مىپذيرد.
بالقوه، صرفنظر از زمان، بعد از بالفعل است
بنابراين، صرفنظر از وجود زمان، آن هم در مورد جزئيات زودگذر و فناپذير، وجود بالفعل بايد قبل از وجود بالقوّه به شمار آيد. تقدّم فعل بر قوّه مىتواند از نوع تقدّم بالطّبع باشد؛ تقدّم بالعلية و تقدّم بالشّرف نيز در مورد تقدّم فعل بر قوّه صادق است.
تقدّم بالطّبع در مورد تقدّم فعل بر قوّه؛ به اين ترتيب است كه گفته مىشود بالقوّه بودن در يك شىء نسبت به فعليت آيندۀ آن، همواره يك امر اضافى به شمار مىآيد. اين مسئله نيز بسيار روشن است كه اگر چيزى در حدّ ذات خود اضافى به شمار آيد، ناچار بايد بالقوّه بودن در يك شىء كه آن را امكان استعدادى نيز مىنامند، در زمرۀ مقولات عرضى قرار گيرد. به اين ترتيب، مىتوان گفت چيزى جز يك عرض نمىباشد؛ و در اينجا به آسانى مىتوان گفت عرض قائم به ذات خويش نيست. زيرا يك موجود عرضى
[١] شفا. بخش الهيات، ص ٤٧٧-٤٧٨.